ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٠١
بنده خدا يا نام يعقوب پيامبر است.
ادريس النبى- نام وى در خصال باب ششم آمده است وى از پيامبران خداست. زمانش تحقيقا معلوم نيست.
اصبغ بن نباته- وى اصبغ بن نباته تميمى حنظلى مجاشعى كوفىست، او از ياران على بن ابى طالب است.
وفاتش حدود ٦٥ هجريست در تنقيح المقال در حق وى گفت: ثقة على الاظهر، صدوق در خصال در باب ششم از وى نقل حديث كرده است.
الاعمش- وى ابو محمد سليمان بن مهران كوفىست، پدرش اصلا از مردم دماوند بود و در واقعه كربلا حضور داشت فرزندش اعمش را علماى اسلام تجليل كردهاند و او را مانند زهرى پنداشتهاند.
ابن طولون شامى كتابى در نوادر وى نگاشته بنام الزهر الانعش فى نوادر الاعمش وفاتش به سال ١٤٨ هجريست، تنقيح المقال در حق وى گفته: ثقة على الاقوى. در خصال در باب ششم نامش آمده است.
اشعث بن قيس الكندى- ابو محمد نام اصلى وى معديكرب از كنده است به سال دهم هجرى مسلمان شد پس از مرگ پيامبر باز مرتد شد دوباره مسلمان شد و خواهر ابو بكر بن ابى قحافه را به زنى گرفت از ياران على بود بعدا از وى برگشت و از خوارج شد در كوفه منزلى داشت آنجا منارهيى ساخته بود. بر آن به على دشنام مىداد برخى گفتهاند در مسجدى ساخته بود. به سال ٤٢ هجرى در كوفه درگذشت در تنقيح المقال در حق وى گفته: وى زنديق است. محمد اشعث پيشكار عبيد اللّه زياد فرزند او است.
اشعث بن ابى الشعشاء المحاربى- صدوق در خصال در باب هفتم به واسطه ابى اسحاق الشيبايى از وى روايت مىكند از حالاتش چيزى به دست نيامد، گمنام است
انس بن محمد ابو مالك- صدوق در خصال در باب ششم به واسطه از وى روايت مىكند. مؤلف تنقيح المقال وى را در مقام اعتبار مهمل گفته. به همه حال انس از پدر خود محمد از امام صادق روايت مىكند.
انس بن مالك خادم رسول اللّه- وى از انصار و طائفه خزرج است و از اصحاب و پرستاران پيامبر بود. پيامبر براى وى دعاى خير كرد. گويند صد فرزند از صلب خود را ديده بود، باغى سرسبز و خرم داشت و عمر درازى كرد حدود ٩٣ هجرى درگذشت. در باب ششم از خصال از وى نقل حديث كرده است. در تنقيح المقال ويرا صحابى مجهول معرفى كرده بنابراين اعتمادى به روايت وى نيست.
ام سلمة- دختر ابى امية بن المغيره مخزومى و مادرش عاتكه دختر عبد الملك است وى دختر عمه پيامبر و زن او بود وفاتش حدود ٦٥ هجريست.
الاوزاعى- نامش عبد الرحمان بن عمرو بن محمد- الاوزاعىست وى امام مردم شام در فقاهت بود و در بيروت نشيمن داشت به سال ١٥٧ هجرى در آنجا در قريهيى نزديك بيروت درگذشت. مؤلف تنقيح المقال در حق وى گفته: هو فقيه العامة ضعيف. در خصال در باب بيستم نامى از وى آمده است.
بكر بن احمد القصرى- از روات باب ششم خصال است، صدوق به واسطه احمد بن الفضل اهوازى از او نقل حديث كرده است به وصف قصرى كسى را نيافتم گويا از گمنامان است.
بريدة الاسلمى الانصارى- وى بريدة بن الخطيب الاسلمى الخزاعى از اصحاب رسول اكرم است، بعدا از طرفداران على شد در فتح خراسان جزء سپاهيان