ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣١٦
او ظاهر مىشود. در تواريخ نوشتهاند كنيه ديگر وى ابو الفضل بود و سقايت زمزم با او بود و در جنگ بدر مسلمان شد و در مدينه در اواخر ايام عثمان درگذشت و در پايان عمر نابينا شد. مادر او وضرار نتيله بود و او را نه پسر و سه دختر بود: عبد اللّه و فضل و قثم و معبد و عبد الرحمان و تمام و كيثر و حارث و ام حبيب و آمنه و صفيه. مادر ام حبيب و شش برادر كه نام ايشان مقدم ياد شد ام الفضل لبابه دختر حارث هلالى خواهر ميمونه دختر حارث زوجه رسول بود. در خصال در باب چهارم نامش آمده است.
عبد اللّه بن سبا- وى از پيروان خليفه على بن- ابى طالب بود و از نژاد جهود، چون مسلمان شد، از هواداران على شد و از وى سؤالات بسيارى از امور دينى و اجتماعى مىكرد بعدا در نهانى مدعى نبوت شد و على را خدا گفت. از اينرو على وى را از اين ادعا توبه داد و سه روز در زندان افكند اما او توبه نكرد، على او را در آتش سوزانيد. در حدود ٣٨ هجرى در مدينه. اكثر دانايان اسلام مدعى هستند كه اصل تشيع غلوآميز از وى بوده است. گويند در زمانى كه جهود بود در حق وصى موسى بن عمران كه يوشع بن نون باشد غلو كردى و سخنان پريشان گفتى. از اين جهت اكثر روايات غلوآميز را كه در حق على آمده مستقيما يا غيرمستقيم بدو نسبت دادهاند و اللّه اعلم.
عباس بن معروف- در تنقيح المقال وى را ثقه نوشته، صدوق در خصال در بابى از وى نقل حديث كرده است.
عبد اللّه بن احمد- او عبد اللّه بن احمد بن عامر بن سليمان بن صالح ابو القاسم الطائىست كه از پدر خويش احمد روايت مىكند و هر دوى ايشان از اصحاب امام على بن موسى الرضا هستند. در خصال در باب چهارم از وى نامى آمده است. ذكر ايشان در تاريخ بغداد مجلد ٩ آمده است.
عبد اللّه بن عبد الرحمان الاصم- المسمعى، از روات خصال در باب چهارم است. مؤلف تنقيح المقال در حق وى گفته: ضعيف او مجهول، نوشتهاند وى از بصره و ضعيف و غالى بود او را كتابىست در زيارات كه دلالت بر خبث و فساد مذهب وى مىكند و وى كذابه اهل بصره بود.
عبد اللّه بن قاسم الحضرمى البطل- از روات خصال است، عبد اللّه بن عبد الرحمان از وى روايت مىكند. در كتب رجال شيعه نوشتهاند وى واقفى مذهب بود و كذاب و از غلات خبرى نيايد و قابل اعتماد نبود.
عبد اللّه بن عمر- وى از بزرگان اصحاب رسول اكرم است، در جنگ طبرستان در زير درفش سعيد بن عاص شمشير مىزد، به سال (٨٥ ه) در مدينه به تحريك حجاج بن يوسف ثقفى كشته شد. در تنقيح- المقال وى را صحابى مجهول معرفى كرده است.
عبد اللّه بن يوسف- از روات خصال است در كتب شيعه از وى نامى نيافتم گويا از مجاهيل يا مهملان است.
عبد اللّه بن محمد بن عبد الوهاب- از روات خصال است از حالاتش چيزى به دست نيامد. شايد در شمار مجاهيل باشد.
عبد اللّه بن النضر بن سمعان التميمى- از روات خصال است. در تنقيح المقال يك نفر را به عنوان عبد اللّه نضر السلمى ياد كرده است معلوم نيست كه