ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣١٤
سهيل به تصغير آمده بود شايد از سهو كتاب باشد.
سهيل بن حنيف الانصارى- شيخ طوسى وى را از اصحاب رسول اكرم گفته و از ياران و طرفداران على او عرب اصيل بود يعنى از موالى نبوده على وى را والى مدينه كرده بود و كنيهاش ابو محمد است.
در خصال در بابى نامى از وى آمده است. در كتب رجال وى را مكبر ذكر كردهاند نه مصغر.
الشافعى- وى امام محمد بن ادريس قرشى شافعى يكى از پيشوايان بزرگ اسلام است. او از شاگردان امام مالك بن انس و ابو يوسف و محمد شيبانىست و امام احمد حنبل از شاگردان ويست. به سال ٢٠٤ هجرى در مصر درگذشت. مؤلف تنقيح المقال در حق وى گفت: احد الائمة العامة الاربعة.
شبث بن ربعى- وى همان شبث بن ربعى تميمى يربوعىست كه در كوفه ساكن بود و مسجدى ساخته بود كه در آن به دشنام و ناسزاى على بن ابى طالب اشتغال داشتى. در تنقيح المقال وى را زنديق گفته، در خصال در باب پنجم از وى نامى رفته است.
شريح القاضى- او شريح بن حارث از طائفه كنده و اهل يمن بوده است و از اصحاب رسول اكرم.
برخى گفتهاند درك نكرده او از سال ١٨ هجرى يا ٢٢ در چهل سالگى از طرف خليفه عمر بن الخطاب به قضاء كوفه منصوب شد تا در سال ٧٩ هجرى در زمان حجاج از قضا استعفا داد و در سال ٨٧ هجرى در كوفه درگذشت. گويند صد سال عمر كرد. در تنقيح المقال در حق وى گفته: خبيث.
شرحبيل بن مسلم- از روات خصال و در بابى آمده، در كتب رجال شيعه وى را مهمل نوشتهاند. اين تعبيريست كه مؤلف تنقيح المقال راجع به وى نوشته بود.
الشعبى- نامش عامر بن شراحيل كوفىست.
وى از فقهاء و زهاد زمان خود بود. وى را در تفسير و اخبار ابن عباس روزگار خويش نوشتهاند. به سال ١٠٤ هجرى در كوفه درگذشت. تنقيح المقال در حق وى گفته: عامر بن شراحيل الشعبى الفقيه من اضعف الضعفاء. در بابى نامى از وى آمده است.
شقيق- در خصال در باب ششم فقط شقيق نوشته كه از حذيفة بن اليمان روايت مىكند. در تنقيح المقال سه تن هستند كه هر سه شقيقاند معلوم نيست مقصود صدوق از ايشان كدام است و چهارمى نيز هست كه شقيق بلخى ابو موسى شقيق بن ابراهيم بلخىست وى از دانايان و صوفيان خراسان بود و از شاگردان امام زفر و امام ابى حنيفه و او استاد حاتم اصم است و به سال ١٧٤ هجرى در شهر ختلان كشته شد و گورش در آنجاست. شايد شقيقى كه در متن آمده شقيق بن ثور امامىست كه گفتهاند بلا شبهه ممدوح بوده و از حسان است.
شيطان- مظهر بديها و شرك به عنوان ابليس نوشته شد.
شعيب النبى- از پيامبرانىست كه نامش در قرآن كريم آمده است وى از تيره تازى بود و نسب وى را چنين نوشتهاند: شعيب بن مكيل بن يشجب بن مدين بن ابراهيم و مادر مكيل دختر لوط پيامبر بود. شعيب را خطيب پيامبران مىگفتند براى زبانآورى كه داشت. اصحابايكه كه در قرآن آمده است قوم وىاند چنانكه از اخبار اسلامى و