ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٦٣ - مجلس ششم چهارشنبه ١٩ شوال ٤٠٤
بسيار ملول و رنجور بنظر مىرسيد، و به پسرش گفت: گونهام را بر زمين بگذار، و عبد اللَّه اين كار را نكرد، عمر گفت: بىمادر! گونهام را بزمين بگذار، عبد اللَّه صورت او را بر زمين گذارد، و عمر پيوسته مىگفت: واى بر من، واى بر من اگر آمرزيده نشوم. و پيوسته اين سخن را تكرار مىكرد تا جان سپرد.
١١- جميل بن درّاج از امام صادق ٧ روايت كند كه رسول خدا ٦ فرموده است: خوشا بحال آن كس كه شهوت و خوشى حاضر و آمادهاى را بخاطر نويد ناديدهاى ترك نمايد.
١٢- زرارة بن اعين گويد: امام باقر ٧ بمن فرمود: زراره! از كسانى كه در دين قياس روا دارند پرهيز كن، چون دانستن آنچه را كه بدان مكلّفند رها ساخته و خود را نسبت بآنچه كه تكليفى بدان ندارند به رنج و زحمت افكندهاند.
آنان اخبار را تأويل مىكنند و بر خدا- عزّ و جلّ- دروغ مىبندند. گويا مردى از آنان را مىبينم (كه از شدّت گيجى و سردرگمى) از هر سو آوايش دهند از سوئى ديگر بدنبال آن رود. راستى كه آنان هم در زمين و هم در دين حيران و سرگردان