ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٩ - مجلس سوم شنبه ٨ رمضان المبارك ٤٠٤
هيثم عرض كرد: يا ابا عبد اللَّه، چنين و چنان شد، و داستان را بازگو كرد. در اين حال يك حالت نارضايتى در چهره آن حضرت نمايان گشت. حبيب گفت: اين محمّد بن نوفل است و در آنجا حاضر بود، حضرت فرمود: حبيب! بس كن، با مردم با اخلاق و روش خودشان به نيكى معاشرت كنيد و در عمل با آنان مخالفت ورزيد، كه هر كس را محصول كردار اوست، و روز قيامت با كسى محشور است كه دوستش مىداشته است. مردم را بر ضدّ خودتان و ما نشورانيد، و در انبوه همين مردم داخل شويد (و خود را از آنان متمايز و جدا نسازيد)، و ما را روزگاران و دولتى است كه هر گاه خداوند بخواهد (و صلاح بداند) آن را خواهد آورد. در اينجا حبيب سكوت كرد و امام ٧ فرمود: حبيب! فهميدى؟ از دستور من سرپيچى نكنيد كه پشيمان مىشويد. گفت: هرگز از دستور شما سر پيچى نخواهم كرد.
راوى خبر ابو العبّاس ابن عقده گويد: از على بن حسن (بن فضّال) در باره محمد بن نوفل پرسيدم گفت: از اهل كوفه است، گفتم: از چه طايفهاى؟
گفت: فكر مىكنم از هواداران بنى هاشم باشد. و حبيب بن نزار بن حيّان نيز