ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٦٤ - مجلس سى و هشتم شنبه ٢٤ رمضان المبارك ٤١٠
ننموديد و آن بلاها بهيچ وجه از آنان دفع و ردّ نشد؟!».
راوى گفت: ما تا آن زمان بقدر آن روز مرد و زن گريان نديده بوديم.
٦- غياث بن ابراهيم گويد: امام صادق ٧ فرمود: يك روز صبح امّ سلمه- رحمها اللَّه- گريه مىكرد، باو گفته شد: از چه مىگريى؟ گفت: ديشب فرزندم حسين [ع] كشته شد، زيرا از زمانى كه رسول خدا ٦ وفات يافته بود حضرتش را نديده بودم جز ديشب كه آن حضرت را بسيار لاغر و رنگ پريده و پژمرده و غمگين ديدم، عرضكردم: اى رسول خدا چرا شما را رنگ پريده و غمگين مىبينم؟ فرمود: ديشب يكسره مشغول كندن قبر براى حسين و ياران او [عليهم السّلام] بودم.
٧- محفوظ بن منذر گويد: پير مردى از بنى تميم كه در رابيه[١] سكونت داشت بمن خبر داد كه: از پدرم شنيدم كه مىگفت: ما از شهادت حسين ٧
[١] رابيه قسمت بلند زمين و تپه مانند را گويند ولى ظاهر كلام اين است كه آن نام محلى است.
و در كتاب مراصد و معجم ياقوت« زابيه» آمده، و ممكن است« زاويه» باشد كه نام دهى است در بصره، و مرحوم علامه مجلسى نيز در كتاب جلاء العيون« زاويه» آورده است.