ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٣٩٥ - مجلس چهل و يكم شنبه ده شب از ماه رمضان سال ٤١١ باقيمانده
«اى مردم، من مژده دهنده، و بيم رساننده، و پيامبر امّى هستم، من از جانب خداوند- جلّ اسمه- رساننده پيامى هستم در باره مردى كه گوشت او از گوشت من، و خون او از خون من است، و او گنجينه علم من است، و همو كسى است كه خداوند او را از ميان اين امّت انتخاب كرده، و برگزيده، و هدايت نموده، و دوستش داشته است. و من و او را (از يك سرشت) آفريده، و مرا به رسالت، و او را به تبليغ از جانب من برترى داده است، و مرا شهر علم و او را دروازه آن قرار داده است، و مرا گنجور علم و كسى كه احكام از وى دريافت مىشود قرار داده، و او را مخصوص به مقام وصايت گردانيده، و امر او را آشكار ساخته، و از دشمنى با او بيم داده، و هر كس را كه دوست او باشد بخود نزديك ساخته، و شيعيان او را آمرزيده، و تمامى مردم را به فرمانبرى او فرمان داده است.
و خدا- عزّ و جلّ- مىفرمايد: هر كس او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته، و هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كس او را دشنام دهد مرا دشنام داده، و هر كس با او مخالفت ورزد با من مخالفت ورزيده، و هر كس او را نافرمانى كند مرا نافرمانى نموده، و هر كس او را بيازارد مرا آزرده، و هر كس بدون كينه ورزد بمن كينه ورزيده، و هر كس وى را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كس قصد آزارش كند مرا قصد كرده، و هر كس با او نيرنگ بازد با من نيرنگ باخته، و هر كس او را يارى رساند مرا يارى رسانده است.