ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ٢٨٣ - مجلس سىام شنبه ١٤ رمضان المبارك ٤٠٩
از ازل بوده و سابقه نيستى برايش متصوّر نيست.
پس خدا را پرستش نكرده آن كسى كه ذات او را به وصف كشيده و به مخلوقات شبيه داند، و او را به يگانگى نشناخته آن كس كه در جستجوى حقيقت ذات وى برآيد (زيرا چنين پندارد كه او هم شبيه مخلوقات بوده و دسترسى به حقيقت ذات وى ممكن است)، و به درك حقيقت او نرسيده آن كس كه او را تشبيه و تمثيل كند، و تصديق به او ننموده آن كس كه براى وى مرزى بشناسد، و به سوى او روى نگردانده آن كس كه با يكى از حواس به وى اشاره كند (زيرا او را جاى مخصوصى نيست، و هر سو رو كنى جمال يار بينى)، و او را قصد نكرده آن كس كه وى را شبيه چيزى بداند، و او را نشناخته آن كس كه وى را دارى بعض و جزء بداند و مركّب از اجزاء بشناسد، و او را نجسته آن كس كه وى را در ذهن و وهم خود تصوير نمايد. هر چيز كه ذات و چيستى او شناخته شود مصنوع و مخلوق است، و هر چيز كه وجودش وابسته به غير باشد معلول است چه او را علّتى است.
با ساخت و كار و آثار خدا بر وجودش استدلال شود، و با خردها اعتقاد به شناختش حاصل آيد، و با فطرت و نهاد توحيدى حجّت و دليل او ثابت و استوار گردد.
آفرينش خدا مخلوقات را، خود پردهاى ميان او و آنهاست، و ميزان جدائى خدا از آنها جدائى و عدم تناسب ميان ذات او و آنهاست، و آغاز گرفتنش خلقت آنها را دليل است كه وى را آغازى نيست، زيرا كه هر موجودى كه آفرينش او ابتدائى داشته از آفريدن مثل خود ناتوان است، پس نامهاى او نوعى تعبير از ذات او، و افعال و آثار وى جهت تفهيم و اثبات وجود اوست.
بتحقيق كه خداى متعال را نشناخته آن كس كه محدودش دانسته، و از