ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٩ - مجلس اول جلسه روز شنبه اول ماه مبارك رمضان سال ٤٠٤ در مدينة السلام، درب رباح، محله زيارين، منزل ضمرة ابو الحسن على بن محمد بن عبد الرحمن فارسى - عزتش پايدار باد - كه از نوشته خود ديكته فرموده است
بروى زمين مىكشيد مىگفت: از اين پس ديگر باك ندارم كه مرگ بسوى من آيد يا من به سوى مرگ بروم.
جميل بن صالح كه از راويان اين حديث است گويد: سيّد اسماعيل حميرى (شاعر اهل بيت) مضمون اين خبر را براى من چنين به شعر در آورد:
گفتار على ٧ به حارث همدانى بسى شگفت انگيز است، و حارث چه شگفتيها از آن گفتار بر گرفته و با خود بهمراه برد.
اى حارث همدانى هر كس چه مؤمن و چه منافق پيش از مرگ مرا در مقابل و روبرو خواهد ديد.
او مرا با ديدگان خود مىبيند، و من او را با تمام صفات و نام و نشان و كردار و عملش مىشناسم.
و تو اى حارث در كنار پل دوزخ مرا خواهى ديد و خواهى شناخت، بنا بر اين از لغزش و افتادن از روى پل در ميان دوزخ بيم مدار.
من در آن حال كه تو در نهايت تشنگى و فرط عطش هستى از آبهاى سرد و خوشگوار سيرابت مىكنم كه از فرط شيرينى پندارى كه عسل است.
در هنگامى كه در مقام عرض و حساب تو را متوقّف سازند، به آتش گويم: او را رها كن و به اين مرد نزديك نشو.
او را رها كن و ابداً گرد ساحت او مگرد و به وى نزديك نشو، كه او به ريسمانى چنگ زده كه به ريسمان ولايت وصىّ رسول خدا متّصل است.