ترجمه امالي شيخ مفيد - استاد ولي، حسين - الصفحة ١٢٧ - مجلس سيزدهم شنبه ١٩ رجب ٤٠٧
٩- جعفر بن زياد احمر گويد: زيد بن علىّ بن الحسين ٨ اين آيه را خواند: «و امّا آن ديوار از آن دو پسر بچّه يتيمى بود كه در شهر سكونت داشتند، و در زير آن گنجى براى آنها پنهان؛ و پدرشان آدم صالحى بود، پس خداى تو خواست كه آنان بحد رشد و بلوغ برسند و گنجشان را بيرون آورند» و سپس گفت: خداوند آن دو كودك را به خاطر نيكى پدرشان در تحت مراقبت خود گرفت، پس چه كس از ما سزاوارتر است كه حفاظت خوبى از وى شود؟
زيرا كه رسول خدا ٦ جدّ ماست، و دخترش سرور زنان بهشتى مادر ماست، و نخستين كسى كه به خدا ايمان آورد و او را به يگانگى خواند و نماز گزارد پدر ماست (بنا بر اين خدا حافظ ماست و ما از دشمن نمىهراسيم و بمبارزه خود ادامه مىدهيم).
١٠- اصمعى گويد: از يك عرب بيابانى شنيدم كه يادى از سلطنت و سلاطين نمود و گفت: همانا كه هر چند آنان در دنيا با ظلم و ستم كردن عزيز شدند، ولى در آخرت با عدالتى كه در حق آنان روا شود خوار و ذليل خواهند گشت، به اندكى از بسيار و ناچيزى از فراوان خرسند شدند، و براستى در آن وقتى كه پشيمانى هيچ سودى ندهد با تهيدستى روبرو خواهند بود.