مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٣ - دسته هفتم رواياتى است كه درباره فضيلتهاى اهل بيت عليهم السلام بحث مىكند
سرسخت خدا دراز نمىكند، حتى اگر خويشاوندان خودش باشند، چرا كه با اصرار بر شرك و نپذيرفتن توحيد، خويشاوندى و رحم باقى نمىماند. خداى متعال مىفرمايد: «إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ؛[١] او از اهل تو نيست او عملى ناشايست است.»
از اينها گذشته خداوند عزيز صريحا دستور مىدهد: «لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِ[٢]؛ دشمن من و دشمن خودتان را دوست و ولىّ نگيريد! شما دست دوستى و مودّت به سوى آنان دراز مىكنيد درحالىكه آنها به آنچه از حق براى شما آمده كافر شدهاند.»
چگونه ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از نهى صريح خداوند، سرپيچى كند. او كه از دشمنى و لجاجت آنها آگاه بود و آنها هم مىدانستند كه پيامبر رابطه خويشاوندى را با آنان بريده است و آنها را نادان و سفيه مىشمارد و جوانانشان را به شورش و سرپيچى وادار مىكند و عظمت و سيادت دروغينشان را فرومىريزد. لذا، همه كينهتوزىها و عداوتها را در حق پيامبر روا مىداشتند و از روبرو شدن با او كراهت داشتند.
در چنين حالتى چگونه مىشد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روح بسيار با عظمت خود را تحقير كند و از آنان درخواستى كند كه سرشار از ذلت و خوارى است! هرگز هرگز! آن روح بزرگ و آن شخصيّت باغيرت الهى چنين درخواستى نمىكند، چنانكه فرزند شهيدش فرمود: «هيهات منّا الذّلّة ...؛ ذلّت از خاندان ما به دور است، خدا، پيامبرش و مؤمنان خوارى را از ما نمىپسندند و آن دامنهاى پاك و پاكيزه و شخصيّتهاى غيور و روحهاى سركش و سرفراز اجازه ذلت به ما نمىدهند.»[٣]
[١] . هود( ١١) آيه ٤٦.
[٢] . ممتحنه( ٦٠) آيه ١.
[٣] . سيد عبد الرزاق مقرم، مقتل الحسين، ص ٢٥٠.