مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٠ - تهمتهاى ناروا
ندارند، جز گروهى بسيار ناچيز- كه در ميان شيعيان به حساب نمىآيند- همانند حشويه و ناقلان حديث كه آنها نيز در بين اهل سنت از جايگاه و منزلتى برخوردار نيستند.
اين مسأله خيلى روشن است كه عقيدهاى را نمىتوان به گروهى نسبت داد، هنگامى كه سرشناسان و برجستگان آن گروه بدان معتقد نباشند. از اينجاست كه مىگوييم: شايد امر بر برخى از نويسندگان مشتبه شده كه تير به تاريكى پرتاب كرده و اين عقيده پوچ را به شيعيان نسبت مىدهند.
[تهمتهاى ناروا]
يكى از نويسندگان پيشين «ابن حزم ظاهرى» است كه شيعيان را متّهم كرده، مىنويسد: «همه اماميه- در قديم و جديد- معتقدند قرآن دگرگون گشته، برخى مطالب- كه جزء قرآن نبوده- بدان افزوده، بخشهاى فراوانى از آن كاسته و قسمتهاى زيادى نيز تبديل شده است، به جز «على بن حسين» «سيد مرتضى علم الهدى» كه تحريف قرآن را انكار كرده، قائل آن را كافر مىشمارد و همچنين دو يار او ابو يعلى ميلاد طوسى و ابو القاسم رازى.»[١]
اى كاش شيعيان قائل به تحريف را نام مىبرد، زيرا مذهب شيعه- كه به امامت و اصل عدل معتقدند- جز راهى كه «سيد مرتضى» و استادش «شيخ مفيد» و معاصرش «شيخ طوسى» و همانند ايشان پيموده و ترسيم كردهاند نيست. بنابراين جدا كردن چنين اشخاصى، بهمعناى خارج نمودن سران مذهب و سرشناسان طايفه است، چرا كه مذهب و طريقت، در اين برجستگان تجسم مىيابد، نه در افرادى ناچيز و ناشناس.
«ابو الحسين عبد الرحيم بن محمد خياط» معتزلى نيز از وى پيروى كرده و در
[١] . الفصل فى الملل و النحل، ج ٤، ص ١٨٢.