مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٨ - دسته سوم روايتهايى است كه در آن لفظ«تحريف» آمده
جاهاى تحريف يافته كتاب خداست.»[١]
علامه مجلسى ابهام اين حديث را برطرف ساخته، در شرح آن مىگويد:
تحريف در اينجا به معنى قرائت بوده و از مادّه «حرف» گرفته شده است؛ يعنى قاريان اينگونه خواندند.[٢] خداوند به او پاداش نيكو عطا فرمايد.
در كتاب شريف «كافى» حدود پنجاه روايت درباره اختلاف قرائتها آمده كه براى رعايت اختصار به ذكر همين نمونهها بسنده مىكنيم.
دسته سوّم: روايتهايى است كه در آن لفظ «تحريف» آمده
و كوتهانديشان آن را تحريف اصطلاحى پنداشتهاند، با اينكه بهمعناى تحريف معنوى و تفسير نارواست. به عنوان نمونه چند روايت ذكر مىكنيم:
١- كشّى- با سند خود- از «على بن سويد» روايت مىكند كه: «امام كاظم عليه السّلام از زندان هارون براى من نامهاى به اين مضمون نوشت: اما اينكه پرسيده بودى اى على! مسائل دينىات را از غير شيعيان ما فرابگيرى، پس [بدان] اگر از آنان بگذرى دينت را از خائنان فراگرفتهاى؛ همانان كه به خدا و پيامبرش و امانتهاى خويش خيانت ورزيدند، چرا كه كتاب خداوند- عزّ و جلّ- نزد آنان به امانت سپرده شد، آن را تحريف و تبديل كردند- لعنت خداوند بر آنان باد.»[٣]
٢- شيخ صدوق از «جابر بن عبد الله انصارى» روايت كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
«روز قيامت سه نفر مىآيند و شكايت مىكنند: مصحف، مسجد و عترت.
مصحف مىگويد: پروردگارا! حرّفونى و مزّقونى؛ مرا تحريف و پارهپاره كردند.
[١] . كافى، ج ٨، ص ٥٠، شماره ١١.
[٢] . مرآت العقول، ج ٢٥، صص ١٠٧ و ١٠٨.
[٣] . ابو عمرو كشى، رجال، ص ١٠.