مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٦ - تغيير عقيده يا بازى با الفاظ!
شده است.»[١]
در هفتمين دليل مىگويد: «هنگامى كه عثمان بن عفان براى دومين بار قرآن را گردآورى كرد برخى كلمات و آيات را از قرآن ساقط نمود. انگيزه او از بين بردن مطالبى بود كه براى حكومتش زيان داشت و شيخين از آن غفلت ورزيده بودند.»[٢]
ولى در رساله جوابيه مىنويسد: «منظورم از كتابى كه دچار كاستى گشته اين قرآن موجود نيست، چرا كه به صورت نخستين خود- كه در دوران عثمان گردآورى شده- باقىمانده نه افزايش يافته و نه كاهش، بلكه مقصود كتاب منزل الهى است.»[٣]
اينگونه سخن گفتن، تناقض آشكار و بازى با الفاظ است كه مىخواهد اشتباهش را با اشتباهاتى بزرگتر جبران كند. به راستى مفهوم سخن او در رساله جوابيّه چيست!؟
محور بحث در مسأله تحريف، همان فاصله بين وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تا هنگام توحيد مصاحف در عهد عثمان است، اما بعد از دوران عثمان، هيچكس نگفته در قرآن شريف تغييرى رخ داده مگر در نقطهگذارى، شكل حروف، شمارهگذارى آيات و مسائلى از اين قبيل كه ارتباطى با متن قرآن ندارد.
اكنون كه او تلاش مىكند تحريف را در اين فاصله زمانى كوتاه اثبات كند، از قائلان به تحريف بوده و كتاب «فصل الخطاب» را نيز براى همين هدف نوشته و پوزش خواستن بىمورد است.
[١] . الذريعه، ج ١٦، ص ٢٣٢: اين مطالب را در گفتگويى با شاگردش آقا بزرگ تهرانى اظهار داشته است.
[٢] . فصل الخطاب، ص ١٤٩.
[٣] . الذريعه، ج ١٦، ص ٢٣١.