مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٠ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
«جلال الدين سيوطى» در «اتقان» و «درالمنثور» و ديگر محدّثان نقل كردهاند.[١]
ما بعضى از آن اخبار را در بحث «تحريف نزد ظاهربينان اهل سنت» ارزيابى كرديم و معلوم شد كه هيچگونه ارزش و اعتبارى- نه از جهت سند و نه از جهت محتوا- ندارند، چرا كه با صريح قرآن و اجماع مسلمين مخالف است و تكرار آن لازم نيست.
بسيار شگفتآور است، سوره تخيّلى ولايت را بهطور كامل از كتاب «دبستان المذاهب» نقل كرده[٢] و آن را جزء روايات اهل سنت در اين باب قرار داده، ولى مىگويد: «من اثرى از آن- در كتب شيعه- نيافتم، فقط «ابن شهر آشوب»- آنطور كه حكايت شده- در كتاب «مثالب» يادآور شده كه آنها تمام سوره ولايت را از قرآن برداشتهاند و شايد همين سوره بوده و خداوند، عالم است.»[٣]
پيش از اين درباره اين كتاب و اين حكايت، صحبت كرديم.[٤]
٩- در فصل نهم مىنويسد: «خداوند متعال، جانشينان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و دختر صديقهاش عليهما السّلام را در همه كتابهاى مقدس آسمانى- كه بر پيامبرانش نازل كرده- نام برده و گوشهاى از شمايل و اوصافشان را يادآور شده است. چگونه يك شخص باانصاف، احتمال مىدهد كه خداوند متعال نام آنان را در قرآن نبرد و آنان را براى پيامبرش معرفى نكند، با اينكه برترين امتند و عنايت خداوند به آنان بيشتر است و اگر صفات و ويژگيهايشان در قرآن بود، رفعت مقام و اعلاى نامشان آشكارتر مىشد و اين موضوع از واجبات ديگر- كه در قرآن مكررا نام برده شده- خيلى مهمتر است.»
سپس مىنويسد: بههرحال لازم است سند اين دليل را يادآور شويم كه چند روايت است. يكى از آنها حديث «كعب الاحبار» يهودى است كه مىگويد:
[١] . فصل الخطاب، صص ١٧١- ١٨٣.
[٢] ( ٢ و ٣). فصل الخطاب، صص ١٧٩ و ١٨٠.
[٣] ( ٢ و ٣). فصل الخطاب، صص ١٧٩ و ١٨٠.
[٤] . در بحث« تحريف نزد ظاهربينان اهل سنت» شماره ١٩ ص ١٥٤ به بعد.