مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٩ - در كتاب«كافى» مطلب ترديدآورى نيست
و فيض كاشانى احتمال تحريف در كتاب خدا را به كلى مردود مىدانند.
آرى! نظريه تحريف- به قصد از كار انداختن حجّيت قرآن- از سوى اين گروه افراطى مطرح شد كه از گوشه و كنار در جوّى از نادانى، عوامگرايى، سادگى و خوشباورى سر برآوردند. به همين دليل كتابهاى آنان، هيچ شباهتى با كتابهاى بزرگان شيعه اماميّه- كه سرشار از تحقيق و دقت در اصول و فروع دين است- ندارد.
چهره سرشناس و برجسته «اخبارى» ها «سيد نعمت الله جزائرى»[١] است كه با گردآورى اخبار پراكنده و شاذ، انديشه تحريف را بدعت گذارده و در كتابهاى خود بر روايات بسيار ضعيف و دور از واقعيّت اعتماد كرده، آن را با قصههاى افسانهاى پر مىكند؛ قصههايى كه هرگز در كتابهاى دانشمندان بزرگ ما سابقه نداشته و با عقايد شيعه در بلنداى تاريخ با عظمتشان ناسازگار است.
با اينكه مرحوم «صدوق» در پيشگفتار كتاب «من لا يحضره الفقيه» مىنويسد: «نمىخواهم مثل ساير نويسندگان، همه روايات را در اين كتاب گردآورى كنم، بلكه تصميم دارم رواياتى را نقل كنم كه به مضمون آن فتوا مىدهم و به درستى آن حكم مىكنم و اعتقاد دارم كه آنها بين من و پروردگار قادر متعال حجّت است و تمام روايات اين كتاب، از كتابهاى مشهورى برگرفته شده كه مورد اعتماد بوده و به آنها مراجعه مىشود.» مىبينيم محدث جزائرى مىگويد: ما همه حديثهاى كتب اربعه را از نويسندگان آن به واسطه مردى مجهول الحال- كه حسب و نسب او را نيز نمىشناسيم- نقل مىكنيم گو اينكه بين ما و آنها قرنها فاصله است!
[١] . متولد ١٠٥٠ و متوفاى ١١١٢ ه. ق وى نخستين كسى است كه مسأله« تحريف قرآن» را موضوع بحث قرار داد و يا دلايلى برگرفته از اخبار ضعيف و آثار پراكنده و دور از واقعيّت بر آن استدلال نمود. با اين بحثها مىخواست ثابت كند كه ظواهر قرآن حجّيت ندارد و نمىتوان بهرهاى از آن برد.