مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٦ - پاسخ ابن طاووس
ديرزمان ثابت مانده، از پريشانى و بىثباتى به دور مانده باشد، همانطور كه نص قرآن نيز به اين سرنوشت گرفتار شده است.»[١]
بيچاره نفهميده- و شايد پليدانه خود را به نادانى زده- است كه مسأله اختلاف قرائتها ارتباطى با متواتر بودن يگانه نصّ قرآن ندارد، نصّى كه نزد عموم مسلمانان محفوظ بوده و نسل اندر نسل بدون اختلاف از يكديگر ارث بردهاند. پيش از اين در بحث قرائتها گفتيم پيشوايان اتفاقنظر دارند كه قرآن حقيقتى است و قرائتها يك چيز ديگر و ربطى به هم ندارند.[٢]
سپس به دستاويز ديگرى چسبيده و خيلى تلاش مىكند تا قول به تحريف را ثابت كند و به بزرگترين و ريشهدارترين طايفه اسلامى؛ يعنى شيعيان اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت دهد. هرگاه بتواند اين عقيده را بر گردن آنان- كه بيشترين ارتباط را با قرآن دارند- ثابت كند به خيال خام خود اين كتاب بزرگ و شكستناپذير را سست معرفى كرده، از جايگاه والاى آن كاسته است، اما فريب و نقشهاش بر آب است، چرا كه خداوند سبحان مىفرمايد: «أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ؛[٣] آنها مىخواهند نيرنگ بزنند اما كافران خود قربانى نقشهها (ى ما) مىشوند.»
در بخشى از دروغهاى خود ساختهاش مىگويد: «گرچه شيعيان رأى گروهى افراطى را- كه مىگويند: نمىتوان باور كرد قرآن حاضر مصدر اصلى دين باشد[٤]- مردود شمردهاند، ولى همه آنان از بدو ظهورشان در درستى تدوين «قرآن عثمانى» ترديد داشته و دارند، چون نسبت به قرآنى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورده
[١] . مذاهب التفسير الاسلامى، ص ٤.
[٢] . التمهيد، ج ٢، ص ٧٩ به بعد.
[٣] . طور( ٥٢) آيه ٤٢.
[٤] . شايد منظورش از اين عبارت مطلبى باشد كه به متأخران اخباريه نسبت داده شده كه« ظواهر كتاب حجّيت ندارد و نمىتوان براى فهميدن احكام شرع بدان استناد نمود» ولكن ما- در بحث تفسير و مفسران- گفتيم كه اين نسبت، ساختگى و دروغ است و هيچيك از فقهاى اسلام، اين نظريّه دور از حق را ندارد؛ نه حشويه عامّه و نه اخباريّون.