مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٧ - ٦ كتاب«استغاثه» على بن احمد كوفى
تفسير مزبور با اين عبارات شروع مىشود: «حدّثنى ابو الفضل العبّاس ...؛ ابو الفضل، عباس بن محمد بن قاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر عليهما السّلام برايم حديث گفت كه ابو الحسن على بن ابراهيم برايمان روايت كرد ...»
در اينجا دو مجهول وجود دارد؛ نخست: كسى كه از ابو الفضل علوى روايت مىكند، شخصيّت و نام و نشانش ناشناخته است.
دوم: خود ابو الفضل نزد اصحاب حديث ناشناخته است و هيچيك از دانشمندان علم رجال از او- به ستايش يا سرزنش- ياد نكردهاند. آرى! فقط معلوم است كه از دودمان «حمزه» فرزند امام موسى بن جعفر عليهما السّلام و از علويان بوده و هيچ اطلاعى بيش از اين در دست نيست.
پس همانطور كه شخصيّت نفر اول مجهول است، شخص دوم نيز- در علم رجال- مهمل و ناشناخته به شمار مىآيد.
بنابراين، سند ما به اين تفسير- در اصطلاح علم رجال- مقطوع (بريده) يا مجهول است.
پيداست چنين تأليفى- نزد ارباب حديث- از درجه اعتبار ساقط است.
٦. كتاب «استغاثه» على بن احمد كوفى
نجاشى مىنويسد: «على بن احمد كوفى (متوفاى ٣٥٢ ه. ق.) خود را از خاندان ابو طالب مىدانست و در آخر عمر غلوّ نموده، مذهبش فاسد گشت.
كتابهاى زيادى نوشت كه بيشترشان فاسد مىباشد، از جمله همين كتاب چنانكه شيخ نيز گفته است.»
شيخ مىگويد: «وى امامى و داراى مذهبى درست بود و كتابهاى خوبى تأليف نمود، سپس افكارش به هم خورد. آنگاه كتابهايى در غلوّ و افكار التقاطى تصنيف كرد و افكارى مخصوص داشت.»
ابن غضائرى مىگويد: «وى دروغپرداز، افراطى، بدعتگزار و داراى