مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٧ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
«تنازع بقاء» است- معنى دارد، ولى در شيوهها و جزئيات زندگى- كه مناسب شرايط خاص هر زمان مىباشد- همگونى نخواهد بود، چنانكه سابقا شرح آن را خوانديم.
٢- در فصل دوم مىنويسد: «شيوههايى كه گردآورندگان قرآن براساس آن كار مىكردند، قهرا باعث از بين رفتن و ناپديدشدن پارهاى از كلمات و آيات آن مىشد، بويژه آنكه احاطه بر جميع قرآن- براى كسانى كه در دوران زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همه آن را فرانگرفته بودند- ممكن نبود.»[١]
ما مراحل سهگانه جمع قرآن را (از زمان رسالت تا دوره «توحيد مصاحف» در زمان خود عثمان) شرح داديم و گفتيم كه دو مرحله حساس آن؛ يعنى تركيب كلمات و تنظيم آيات در زمان خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تحقق يافت، تنها مرتّب كردن سورهها بعد از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انجام شد و اين مسأله، باعث تغيير دادن كلمات و آيات كريمه قرآن نمىشد.[٢]
٣- در فصل سوّم مىگويد: «توجيه اهل سنت كه گفتهاند: «روايات تحريف در مورد آياتى سخن مىگويد كه فقط تلاوتشان نسخ شده» سخن پوچ و بيهودهاى است، زيرا در اين روايات تصريح شده كه بسيارى از تحريفها در زمان عثمان و به دست خود او انجام شده است.»[٣]
آرى اين توجيه، ساخته و پرداخته حشويه است كه از روى غفلت در كتب اهل سنت آمده و هيچگونه ارزش و اعتبارى ندارد.
٤- در فصل چهارم مىخوانيم: «امير المؤمنين عليه السّلام مصحفى مخصوص داشت پس حتما با ديگر مصحفها تفاوت داشته است.»[٤]
[١] . همان، ص ٩٦- ١٠٤.
[٢] . التمهيد، ج ١، ص ٢٧٢ به بعد.
[٣] . فصل الخطاب، صص ١٠٥- ١٢٠.
[٤] . همان، صص ١٢٠- ١٣٤.