مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٩ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
مصحف زدود، زيرا وجود آنها با استمرار سلطنتش منافات داشت و دو يار سابقش از حذف آن غفلت ورزيده بودند. از اينها گذشته، مصحفهايى كه خود عثمان به مناطق مختلف فرستاد باهم فرق داشتند. همه اينها دليل قطعى وقوع تحريفند.»[١]
مىدانيم كه برنامه توحيد مصاحف در پيش چشم اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و با موافقت و همراهى آنان صورت گرفت[٢] و در هيچيك از برنامهها چيزىكه دليل روى دادن تحريف به دست عثمان يا دو همتايش باشد وجود ندارد و ما نمىدانيم نورى از كجا فهميده كه اين برنامهها دلالت بر تحريف دارند؟
خودش هم متوجه سستى استنباطش شده، مىگويد: «درست است كه ادعاى [تحريف و] سقوط بخشهايى از قرآن را بدون دليل نمىتوان پذيرفت[٣]، ولى اطمينان نداريم كه جمعآورى دوم قرآن مطابق جمعآورى نخستين بوده است، چرا كه عدالت، دقت و انضباط نسخهبرداران آن، مورد اطمينان نيست.»
با مطالعه جريان توحيد مصاحف، انسان اطمينان پيدا مىكند كه متن اصلى هيچگونه تغييرى نيافته است، فقط رسم الخط و طرز نوشتن آن دو جمع، باهم فرق مىكرد و رسم الخط ارتباطى با موضوع تحريف ندارد. از اينجا روشن مىشود كه اختلاف مصحفهاى شهرهاى مختلف نيز ارتباطى با موضوع بحث ندارد.[٤]
٨- دليل هشتم پارهاى روايات است كه حشويّه اهل سنت روايت كرده و
[١] . فصل الخطاب، صص ١٤٩- ١٧٠.
[٢] . التمهيد، ج ١، ص ٣٤٠: در بحثهاى قبل نوشتيم كه امام امير المؤمنين عليه السّلام هم با اصل اين برنامه موافق بود، و سيد رضى الدين ابن طاووس، سعد السعود، ص ٢٧٨: اين كار عثمان، با صلاحديد مولا على بن ابى طالب عليه السّلام انجام شد.
[٣] . اين سخن او نشان مىدهد كه دلايل خود را براى اثبات مدّعايش كافى نمىداند. ر. ك:
فصل الخطاب، ص ١٣٥.
[٤] . التمهيد، ج ١، ص ٣٣٤ به بعد.