مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٤ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
كعب نگاهى به معاويه انداخت تا ببيند نظرش چيست، پس خداوند بر زبانش جارى ساخت كه ... تا آخر افسانه!».
«محمد بن سنان» مردى بود بسيار ضعيف كه هيچ اعتمادى به او نيست و رواياتى كه به تنهايى نقل مىكند ارزشى ندارد.[١]
«ابو الجارود» سركرده فرقه جاروديّه از زيديّه مىباشد و «ليث بن سعد» از راويان اهل سنت مىباشد (كه در سال ٩٤ ه. ق. متولد و در سال ١٧٥ ه. ق. از دنيا رفته است) و مىدانيم معاويه در ساله ٦٠ ه. ق. به هلاكت رسيده؛ يعنى ٣٤ سال پيش از تولد ليث! [و در اين حديث ساختگى ليث مىگويد: در حضور معاويه از كعب پرسيدم:] به اعتقاد ما، مشكل از ناحيه ابو الجارود كوردل ايجاد شده است.
ابو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز كشى مىنويسد: «حكايت شده كه ابو الجارود، سرحوب ناميده شده و اين نام را امام باقر عليه السّلام بر او نهاد و گفت:
سرحوب اسم شيطان كورى است كه در دريا ساكن مىباشد و ابو جارود، هم كور مادرزاد و هم كوردل بود.»[٢]
ابن غضائرى مىگويد: «اصحاب ما روايات محمد بن سنان از ابو الجارود را ناپسند مىدانند.»[٣]
اما حديث دوم را نويسنده «مقتضب الاثر» ابو عبد الله، احمد بن محمد بن عياش جوهرى[٤] از «ثوابه موصلى» از «ابن عروبه حرّانى» از «موسى بن عيسى افريقى» از «هشام بن سنبر دستوايى» از «عمرو بن شمر بن يزيد» از «جابر بن يزيد
[١] . نجاشى، رجال، ص ٢٣٠.
[٢] . كشى، رجال، ص ١٩٩، شماره ١٠٤.
[٣] . اردبيلى، جامع الرواة، ج ١، ص ٣٣٩.
[٤] . تنقيح المقال، ج ١، ص ٨٨، شماره ٥١٧: وى و پدرش از شخصيتهاى بغداد بوده و داراى تأليفات بسيار است، ولى در اواخر عمرش مضطرب شد و در سال ٤٠١ ه. ق. وفات يافت. نجاشى مىگويد: استادان ما، وى را ضعيف مىدانستند لذا روايتى از او نقل نمىكنم و اجتناب مىورزم.