مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩١ - نقل حديث، دليل پذيرش آن نيست
كم اتفاق مىافتد كه روايتى در باب حلال و حرام از او نقل شود و كتابهايى دارد كه يكى از آنها تفسير است.»[١] و در آن مطالبى را كه به گمان خود احاديث امام باقر عليه السّلام مىدانسته گردآورى كرده، البته تفسير همه قرآن نبوده است.
بههرحال اين كتاب نيز مانند بسيارى از نسخههاى قديمى، بر اثر مرور زمان نابود شده است. بنابراين، درست نيست كه امروزه، منبع بررسى و تحقيق قرار گيرد بويژه با آن توصيفى كه نجاشى از آن كرده است.
تفسير «بجختى» هم كه [حالش معلوم و] استناد به آن تنها تقليدى است بدون تحقيق از مستشرق مزبور. ارزش تفسير منسوب به قمى هم پيش از اين روشن شد، ولى تفسير «ابو جعفر طوسى» (تفسير ده جلدى «التبيان») تفسيرى است فراگير و شامل همه قرآن و از مهمترين كتابهاى تفسير به شمار مىآيد و شالوده و اساس تفسير مشهور «مجمع البيان» نوشته دانشمند بزرگ، طبرسى را تشكيل مىدهد.
اين دو تفسير «التبيان» و «مجمع البيان» از بهترين تفسيرهاى جامع شمرده مىشوند و هيچ انگيزه سياسى يا غير آن- كه از روح اسلام بيگانه باشد- در تأليف آنها دخالت نداشته است.
نقل حديث، دليل پذيرش آن نيست.
بسيار مىشود گروهى حديث يا مسألهاى را نقل مىكنند، ولى خود بدان معتقد نيستند، چرا كه نقل حديث به تنهايى، دليل پذيرش متن آن- توسط راوى- نيست مگر اينكه آن حديث را صحيح دانسته به آن ملتزم گردد، ولى به گروهى از محدثّان بزرگ مانند محمد بن يعقوب كلينى، على بن ابراهيم قمى و محمد بن مسعود عياشى قول به تحريف را نسبت دادهاند، فقط به دليل اينكه
[١] . ابو العباس نجاشى، رجال، ص ٩٣، شرححال جابر.