مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٦ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
خيلى سؤالانگيز است، چرا عمرو بن شمر اين حديث را از زبان نواده عمرو بن خطاب جعل كرده است؟!
ديگر سندهايى كه نورى- در اين زمينه- بر آن اعتماد كرده به همين ضعف و سستى است، لذا با تكرار آن، كلام را طولانى نمىكنيم.
بنابراين، كاخ پوشالينى كه بر اين بنياد سست و در حال ريزش بنا شده هيچ ارزش علمى ندارد، همچنانكه اين مطلب نيز ثابت نشده كه نام مبارك امامان عليهم السّلام بهطور كامل در كتب عهدين آمده باشد. خدايا! آيا اين جز يك ادّعاى پوچ است!
بايد بر حال كسانى چون محدث نورى افسوس خورد كه پس از صرف قسمت عمدهاى از عمرشان در راه خدمت به دين خدا و ترويج ولايت خاندان سيد المرسلين، به دامن يهوديان پليد پناه ببرند تا يك فضيلت مقدس ملكوتى را ثابت كنند، با اينكه آن فضيلت، هيچ نيازى به كمك گرفتن از آن آستانههاى ناپاك و آلوده ندارد.
اميدواريم او مصداق اين گفتار خداوند متعال نباشد كه فرمود: «الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً؛[١] آنها كه تلاششان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده، با اين حال مىپندارند كار نيك انجام مىدهند.»
١٠- دهمين دليلى كه محدث نورى براى اثبات تحريف، اقامه نموده، موضوع اختلاف قرائتهاست، مىگويد: «بىترديد، قاريان در بسيارى از حروف قرآن و شكل كلمات آن اختلاف دارند، با اينكه قرآن به يك حرف نازل شده و هيچگونه تغيير و اختلافى نداشته است، ولى برخى از اين قرائتها، بلكه بيشتر آنها در قرآن حاضر منعكس شده و چون اين قرائتها با قرائت اصلى نازل شده از سوى خدا مطابق نيست، پس خود اين قرآن نيز با آنچه بهعنوان معجزه بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شد بهطور كامل مطابق نيست، و مقصود ما [از تحريف] همين است.
[١] . كهف( ١٨) آيه ١٠٤.