مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٧ - پندارهاى نويسنده فصل الخطاب
وى مىافزايد: اين دليل- هرچند- كمشدن يك سوره، بلكه آيه و حتى كلمهاى را ثابت نمىكند چون اختلاف قاريان به اين اندازه نمىرسد، ولى مىتوان مسأله را با عدم قول به فصل[١] تمام كرد.»[٢]
پيش از اين درباره قاريان و قرائتها بهطور مفصل بحث كرديم و گفتيم موضوع قرائتها- كه ممكن است در آن اختلاف باشد- با مسأله متواتر بودن قرآن فرق مىكند و ارتباطى به هم ندارند، چرا كه قرآن چيزى است و قرائتها چيز ديگر. قرآن نصى است كه بهعنوان معجزهاى جاويدان بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله وحى شد و بهطور متواتر و پىدرپى به ما رسيده و عموم مسلمانان و پيشوايان بزرگ دين از آن نگهدارى و پاسبانى كردهاند و در طول ساليان دراز بدون هيچ دگرگونى و اختلاف باقى مانده است، ولى قرائتها، اجتهادهاى قاريان است، درباره تلفّظ به اين نص و نحوه گويش آن.[٣]
در پاسخ اينكه گفتند: «مسأله با عدم قول به فصل تمام مىشود» نخست بايد گفت: اصلا اين سخن در اينجا موضوع ندارد.
دوم اينكه آن يك مسأله اصولى و مخصوص مسائل نظرى و عقلى مىباشد و در علوم نقلى و تاريخى- كه برپايه نقد و بررسى رويدادها استوار است- هيچ كاربردى ندارد.
پس از اين [بررسى و ارزيابى كوتاه] به مهمترين ادلّه او- كه دليل يازدهم و دوازدهم است- مىپردازيم.
[١] . يعنى، در اين مسأله فقط دو نظريه وجود دارد يا مىگويند: قرآن تحريف شده و يا مىگويند:
تحريف نشده و كسى از علماى اسلام تفصيل قائل نشده كه بگويد تحريف در قرائتها رخ داده و در چيزهاى ديگر رخ نداده است. م.
[٢] . فصل الخطاب، ص ٢٠٩- ٢٣٣.
[٣] . براى آگاهى بيشتر ر. ك: التمهيد، ج ٢، ص ٧٩.