مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٠ - ١٢ - دعاى قنوت
دست نيافتيم.»[١]
به نظر مىرسد اين حديث را نيز بر زبان صحابى بزرگوار، ابىّ ابن كعب بستهاند، زيرا معهود نيست كه مصحف ابىّ با مصحف ديگران اين تفاوت را داشته باشد و هرگز احتمال آن هم نمىرود و شايد بعدها اين دروغ را بر زبان او بستهاند تا ادعاى «عمر» درباره آيه رجم را تأييد كرده، او را از تنهايى و تكروى نجات دهند، و مخصوصا- از روى عمد- سندهايى جعل كردند كه از بزرگان و اقطاب شيعه تشكيل شده مثل «يزيد بن ابى زياد هاشمى» نقيب بصره كه «ابن حجر» مىنويسد: «او از پيشوايان بزرگ شيعه بود»[٢] و زرّبن حبيش كوفى مخضرم[٣] كه از ياران حضرت على عليه السّلام و داراى مقامى ارجمند بوده و همانطور كه «عاصم» گفته بر همه همگنان خود پيشى گرفته بود[٤] و ابى بن كعب، آن صحابى بزرگوار كه رئيس قاريان قرآن و جزء گروهى بود كه در «روز سقيفه» بر طرفدارى از حضرت على عليه السّلام پايدار ماندند.[٥]
اما عايشه، رابطه خوبى با عثمان نداشت و شايد مىخواسته از اين راه، گزندى به او برساند، ولى با تعبيرى كه مصالح اسلام در آن مراعات نشده است.
١٢- دعاى قنوت
از جمله تهمتهايى كه به اين صحابى بزرگ زدهاند، افزودن دو سوره در آخر
[١] . الاتقان، ج ٣، ص ٧٢.
[٢] . تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ٣٢٩، شماره ٦٣٠.
[٣] . مخضرم، كسى كه بخشى از عمر خود را در جاهليّت و بخش ديگر را در دوره اسلام گذرانده باشد.
فرهنگ معين. م.
[٤] . تهذيب التهذيب، ج ٣، ص ٣٣٢، شماره ٥٩٧.
[٥] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ٢، ص ٥١ و ٥٢؛ صدوق، خصال، باب ١٢، شماره ٤؛ قاضى، مجالس المؤمنين، ج ١، ص ٢٣٣ و قاموس الرجال، ج ١، ص ٢٣٦.