مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٥ - دسته اول روايات تفسيرى است كه آيهاى را توضيح مىدهد
«ما ودّعك» را «ما ودعك» بدون تشديد قرائت نمودهاند.
ج) مىگويد: مردم مدينه و ابن عامر آيه پانزدهم سوره شمس «و لا يخاف عقبيها» را «فلا يخاف ...» با فاء قرائت مىكردند و اين قرائت از امام صادق عليه السّلام نيز روايت شده است.
و از اين قبيل روايات كه قرائتهايى از امامان [يا ديگران] را بازگو مىكند، ولى همه خبر واحدند نه متواتر. بنابراين، اوّلا، در اين زمينه حجّيت ندارند و ثانيا، ارتباطى با موضوع تحريف اصطلاحى ندارند.
اكنون ديگر روايات تحريف را- كه نورى به پيروى از جزائرى ذكر كرده- از نظر مىگذرانيم.
ارزيابى دويست حديث
تا اينجا نزديك دويست حديث باقى مىماند كه از كتابهاى معتبر نقل شده و محدّث نورى آنها را بهعنوان دلايل تحريف برشمرده است، لكن اين روايات مربوط به موضوعات و مسائل گوناگون بوده كه به پندار آنان در دلالت بر تحريف مشتركند.
اين روايات به هفت دسته تقسيم مىشوند:
دسته اوّل: روايات تفسيرى است كه آيهاى را توضيح مىدهد
يا شأن نزول يا تأويلش را بيان مىكند يا يكى از مصداقهاى روشن- كه عموم آيه آن را دربرمىگيرد- تعيين مىنمايد و مىدانيم شيوه گذشتگان در تفسير، اين بوده كه شرح را با متن مىآميختند تا جاهاى مبهم آيات را توضيح دهند و اين كار باعث اشتباه هم نمىشود مگر براى كسانى كه چشمان خود را ببندند.
بيشتر اين روايات از اينگونه است كه برخى از آنها را مىخوانيم:
١. ثقة الاسلام كلينى با سندى [ضعيف] كه به امام امير المؤمنين عليه السّلام رسانده