مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٢ - دسته چهارم رواياتى است كه پنداشتهاند گوياى سقوط آيه، جمله يا كلمهاى مىباشد
دارند به علاوه، اين اخبار در كتابهاى معتبر نقل نشده است.
ب) واژه تحريف- در لغت همچنين در قرآن- جز در تحريف معنوى به كار نرفته است و تحريف لفظى، اصطلاحى جديد است كه كلمات قرآن و روايات را نمىتوان بر آن حمل كرد و قرينههايى كه برشمرده است، قرينههاى ساختگى و شبيه مصادره به مطلوب است چنانكه در بحث «هماهنگى حوادث گذشته و آينده» خوانديم و تعبيراتى مانند «سقط» و «محو» را به زودى بررسى خواهيم كرد.
ج) بسيار روشن است كه بدخواهان در آغاز، قرآن را تأويل مىنمودند و معانى ارزشمند آن را از مسير خود منحرف مىكردند، سپس به مخالفت عملى برمىخاستند.
و آيا قاسطين، ناكثين و مارقين در برابر حضرت على عليه السّلام جز با حربه تأويل و تفسير قرآن- طبق خواهشهاى نفسانى خود- ايستادگى مىكردند.
شگفتا!- به پندار او- آنان دست سوء به معانى قرآن دراز نكردند.
دسته چهارم: رواياتى است كه پنداشتهاند گوياى سقوط آيه، جمله يا كلمهاى مىباشد
. و پيشوايان علم حديث در حلّ آن گفتهاند: اينها اضافههاى تفسيرى، شرح آيات و مانند آن است نه اينكه بخواهد لفظ نصّ را بازگو كند. نمونههايى از آن روايات را يادآور مىشويم:
١. كلينى- بهطور مرسل- از «احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى كوفى»[١] (متوفاى ٢٢١ ه. ق.) روايت مىكند كه «امام موسى بن جعفر عليهما السّلام مصحفى
[١] . او از آل مهران بود كه قائل به« وقف» بودند وى نيز همان عقيده را داشت، اما به دست امام رضا عليه السّلام آگاهى يافت و توبه نمود.« واقفيّه» گروهى از شيعيان بودند كه بر امامت امام موسى بن جعفر عليهما السّلام توقف كردند و پس از وى امامت امام رضا عليه السّلام را نپذيرفتند، در نتيجه آنها از شيعيان دوازده امامى- كه همه دوازده امام را به تصريح پيامبر يكى پس از ديگرى قبول دارند- محسوب نمىشوند.