مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥ - ٧ تحريف به نقيصه و آن دوگونه است
شده باشد، تنها از «عجارده»[١] حكايت شده كه آنها «سوره يوسف» را جزء قرآن نمىدانستند، چرا كه- به پندار باطل آنها- اين سوره يك داستان عشقى است و نمىتواند وحى الهى باشد.[٢]
آرى! ابن مسعود هم اشتباه بزرگى داشت[٣] كه مىپنداشت سورههاى «معوذّتين» تنها تعويذ و دعا بوده و جزء قرآن نيستند و مىگفت: «غير قرآن را با قرآن نياميزيد» و خودش اين دو سوره را از قرآنها مىزدود.[٤]
٧. تحريف به نقيصه و آن دوگونه است:
يكى اينكه از قرآن حاضر كلماتى ساقط شود چنانچه روايت شده «ابن مسعود» آيه سوّم سوره «ليل» را اينگونه مىخواند: «الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى؛*[٥] و مذكر و مؤنث» و كلمه «ما خلق» را ساقط مىكرد.[٦]
دوم اعتقاد به اينكه چيزهايى از قرآن حاضر- خواه عمدا يا از روى فراموشى- حذف شده؛ حال گاهى يك حرف يا كلمه يا جمله كاملى حذف شده و گاه آيه و حتى سورهاى از قرآن كريم ساقط شده است.
اين تحريف است كه ما شديدا آن را انكار مىكنيم و موضوع بحث و گفتگوى ما در اين كتاب است.
اين نوع تحريف، در روايات اهل سنت كه در كتب حديثى آنها مانند صحاح ستّه آمده به چشم مىخورد و به زودى درباره اين روايات بحث خواهيم كرد ولى
[١] . پيروان« عبد الكريم بن عجرد» رهبر يكى از فرقههاى خوارج.
[٢] . شهرستانى، ملل و نحل، ج ١، ص ١٢٨ و مقالات الاسلاميين، ج ١، ص ١٧٨.
[٣] . اين قضاوت براساس نسبتى است كه نويسنده فتح البارى به او داده است و به نظر مىرسد اتّهامى بيش نباشد، زيرا ابن مسعود هماره كنار على عليه السّلام بود و پس از او از همه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حفظ قرآن كوشاتر و دقيقتر بود. م.
[٤] . فتح البارى بشرح البخارى، ج ٨، ص ٥٧١.
[٥] . قرآن چنين است:« وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى؛ و كسى كه نر و ماده را آفريد.»
[٦] . بخارى، صحيح، ج ٦، ص ٢١١ و ج ٥، ص ٣٥.