مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٩ - ٧ كتاب«احتجاج» طبرسى
استدلالات عقلى است- كه ارزش آنها به خودشان است نه به اسنادشان- ازاينرو دانشمندان، مطالب آن را همانند روايات- كه تعبد به آن لازم است- تلقى نمىكنند، چرا كه يك بحث عقلى بوده و از نظر نقلى چندان اعتبارى ندارد و همين موضوع از ارزش كتاب بهعنوان يك سند براى رويدادهاى تاريخى گذشته مىكاهد.
شايد به همين جهت، مؤلف، نام خود را در آغاز كتاب پنهان ساخته، انگيزهاش از تأليف آن را، ترغيب شيعيان به پيمودن راه مناظره و جدال احسن مىداند، لذا انواع جدلها را در مباحث گوناگون دينى آورده و آن را به همه يا برخى بزرگان دين نسبت داده تا اين شيوه خوب را رواج دهد.
وى مىنويسد: «در بيشتر موارد، سند اخبار را بازگو نمىكنيم، چون مطالب آن، مورد اتفاق يا موافق دلايل عقلى مىباشد و يا در كتابهاى تاريخ و سيره مشهور است.»
بنابراين، كتاب مزبور به يك كتاب كلامى شبيهتر است تا به يك كتاب حديثى و منبع تاريخى، زيرا منظور اصلى در آن، استدلال به ادلّه عقل است نه استناد به نقل و روايات.
يكى از اين بحثها استدلالهاى مفصلى است در پاسخ يك زنديق كه مىپنداشت در قرآن تناقض وجود دارد و آن گفتگو را به امير المؤمنين عليه السّلام نسبت مىدهد و شايد همه يا بيشتر آنها پرسشهايى فرضى بوده تا موارد استدلال و جدال احسن، نشان داده شود، هرچند پارههايى از روايات هم در لابهلاى آن گنجانده شده است.
به همين دليل، اين گفتگو را- با اين طول و تفصيل و ناهماهنگى و آشفتگى- كسى جز او نقل نكرده است.[١]
[١] . احتجاج، ج ١، صص ٣٥٨- ٣٨٤. اين حديث بهطور مختصر و با سند در توحيد صدوق، صص ٢٥٥- ٢٧٠ آمده و علامه مجلسى هردو را در بحار، ج ٩٠، صص ٩٨ و ١٢٧- ١٤٢ روايت كرده است.