ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٢
از مجلسى (ره)-
«المرء مع من احب»
لازم نيست هم درجه او در بهشت يا هم پايه او در دوزخ باشد، بلكه همان رفتن به بهشت يا دوزخ به همراه محبوب خود منظور است. از مجلسى (ره)- اين در صورتى است كه در باره عقيده خود مقصر نباشد و مستند به ضلالت و جهالت نبود، چون كسانى كه ائمه ضلالت را دوست دارند به گمان اينكه براى خدا است زيرا در باره تشخيص خود مقصرند و از روى تقليد و هواپرستى است. و همچنين در بغض براى خدا هم بايد تقصيرى در ميان نباشد زيرا بيشتر مخالفان شيعه را دشمن دارند و پندارند براى خدا است. از مجلسى (ره)- اگر مقصود اين است كه هيچ حُب و بغضى براى ديانت ندارد او در حقيقت دين ندارد زيرا پيغمبر و امام را هم براى خدا دوست ندارد و دشمنان را هم براى خدا دشمن ندارد، و اگر مراد اين است كه غالب حب و بغضِ او، يا حب و بغض او نسبت به مردم همهاش براى خدا نيست مقصود اين است كه دينش كامل نيست. زهد: بىرغبتى و كنارهگيرى از دنيا است به وجهى كه مطلوب دنياداران است، و مجلسى (ره) در تفسير زهد از پيغمبر (ص) روايت كرده كه از جبرئيل تفسير زهد را پرسيد و او پاسخ به رسانيد كه:
زاهد، دوست دار آنچه را آفرينندهاش دوست دارد، و بد دارد آنچه را آفرينندهاش بد دارد، از حلال دنيا كناره گيرد و به حرامش رو نكند، زيرا در حلالش حساب است و در حرامش عقاب، به همه مسلمانان مهر ورزد چنانچه به خود مهر ورزد، از گفتارى كه به دردش نخورد كناره گيرد چنانچه از كار حرام، از بسيار خوردن كناره كند چون از خوردن مردار بسيار بدبو و گندو، از كالاى دنيا و زيورش كناره گيرد چون از آتش سوزان كه در او در گيرد، آرزويش كوتاه است و مرگش برابر چشم او است.