ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٠
و از همه مزاياى اسلام بهرهمند بود، زيرا اسلام جز اين نيست كه كسى با اظهار كلمه شهادتين تابعيت آن را بپذير و مقررات آن را مو به مو اجرا كند، ايمان و عقيده باطنى در تحقق مسلمانى شرط نيست مسلمانى همين ظواهر است و اجراى آن و منافقى كه همه مقررات اسلام را اجراء كرده ولى ايمان و عقيده نداشته به حقيقت عضو و جزوى است از جامعه اسلامى ولى در عين حال از ايمان بىبهره است معنى اينكه از ايمان بىبهره است همين نيست كه عقيده به امامت ندارد بلكه او عقيده و ايمان نسبت به هيچ كدام از امور اسلامى ندارد، نماز او هم توأم با ايمان نيست و روزه و زكاة و حج او هم توأم با ايمان نيست بلكه اجراء يك امور مقرراتى است مانند اجراء مقررات كشورى امروزه.
براى توضيح توجه به اين موضوع به جا است كه امروزه هر كشورى در جهان خصوص هر چه متمدنتر و قانونىتر باشد يك تابعيت و مقررات اجتماعى و تشكيلاتى دارد مانند كشور امريكا يا شوروى مثلًا، مردمى كه تابعيت آن كشور را دارند متعهدند طبق آن مقررات عمل كنند و نتيجه و فائده آن همان بهرهمندى از مزاياى قانونى امور نافعه جاريه آن كشور است و حقيقى جز آن ندارد، اين همه فرياد و اين همه مقررات كه كتابهاى كُلُفتى آنها را در بر دارد بر جسم مردم مىنشيند نه بر دل آنها در زمينه آنها هيچ ايمان و عقيدهاى جز پاىبندى به اجراى آن و بهرهبردارى از نتائج اجتماعى آن وجود ندارد، از اينجا است كه دستگاه مقررات دينى با پيشوائى پيغمبران و ائمه از دستگاه قوانين مدنى به كلى جدا مىشود و از نظر تشبيه مانند يك بادام بىمغز و يك بادام مغزدار جلوه مىكند، تشكيلات اسلامى بر اساس فروع الدين و حقوق اسلامى هم يك تشكيلات كامل اجتماعى است و اگر به پيشوائى خود پيغمبر و يا امام معصومى اداره شود بسيار عادلانه و آرمان برآور جامعه بشرى است ولى در عين حال يك نتيجه ايمانى هم در بر دارد كه هيچ گونه تشكيلات ديگرى نمىتواند آن را دارا باشد و به اين نظر خود موضوع ولايت هم كه