ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٩
جهان و رسيدن به سعادت و بهشت است در جهان ديگر، مسلمانى يك فرمول اجتماعى است ولى ايمان يك نتيجه فردى است هر فردى از مسلمانىِ ديگران كه عبارت از پاىبندى به حقوق و حدود مقرره قرآن و سنت است منتفع مىشود و از نامسلمانى ديگران زيان مىبيند ولى ايمان هر فردى به حال خودش مفيد است.
ايمان كه عبارت از عقيده به يك واقعيتى است در مصدر احكام اسلامى و يك آيندهاى است در آخرت نسبت به همه مقررات منظور مىشود، ايمان به شهادتين ايمان به نماز و روزه و سائر فروع دين، ايمان و عقيده به آخرت و درجات آن، و چون تشكيلات اسلامى براى اجتماع است مخالفت مقررات ظاهر دين مورد مؤاخذه و مسئوليت و موجب كيفر و تأديب است، نسبت به هر كدام طبق مقررات عمل مىشود ولى چون نتيجه ايمان عايد خود فرد است بىايمانى از نظر مقررات مجازاتى ندارد و بدترين مجازاتش همان خود آن است، مثلًا يك مؤسسه تحصيلى چون يك دبستان يا دبيرستان يا دانشكده داراى مقرراتى است براى اجراى امر تحصيل كه هر كه نسبت به آنها تخلف كند مجازاتى دارد ولى خود تحصيل كردن و فهميدن كه عبارت از ايمان و عقيده به اين مؤسسه تحصيلى است ديگر جزء مقررات محسوب نيست زيرا تخلف آن عبارت از محروم شدن از نتيجه اين مؤسسه و فقدان كمال تحصيلى آن است و در موقع امتحان هم دستگاه امتحانيه هيچ مجازاتى براى شاگردى كه تحصيل نكرده ندارد جز اعلام نتيجه بىسوادى او و به اصطلاح برگ رفوزه شدن او.
از اينجا است كه پيغمبر اسلام نسبت به منافقانى كه همه مقررات ظاهريه اسلام را اجراء مىكردند هيچ مجازاتى انجام نمىداد و يك فرد منافق كه ايمان و عقيده نداشت ولى تابعيت اسلام را با اداى شهادتين پذيرفته و مقررات اسلامى را كاملًا انجام مىداد به طور حقيقت جزء جامعه اسلامى بود