ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٢
مطالب را در زير اين دو لفظِ مختصر گنجانيده است براى اينكه در محيط انسانى از نظر پرورش روحى و معنوى جز روشنى و تاريكى و راه و بيراه و راستى و كژى چيزى نيست، انسان از نظر عقيده و ادراك و از نظر ضمير و اخلاق و از نظر گفتار و كردار يا روشن است و در راه است و درست و راست است، يا تاريك است و گمراه است و نادرست، در صورت نخست داراى ايمان است و او را مؤمن بايد گفت، و در صورت دوم از نور و راه درست محروم است و او را بايد كافر شناخت، و از اينجا روشن شد كه ايمان شعلهاى است در دل افروزد و از دل بر همه درونِ انسان پرتو افكند و سراسرِ درون را روشن كند و از هر عضو انسانى نور و روشنى و درستىِ آن بتابد و در باره آن گفته شود كه:
پندارِ نيك، گفتار نيك، كردارِ نيك. از مجلسى (ره)- برخى گفتهاند در مقام تأويل خبر كه مقصود از عليين اشرف و اقرب مراتب به خدا است و درجات چندى دارد چنانچه در پارهاى اخبار تعبير به اعلى عليين شده است، و در همين خبر هم خلق دل و تن را از آن دانسته با اينكه در دو رتبه هستند و بدين ماند كه مقصود از آن عالم جبروت و عالم ملكوت باشد كه هر دو بالاتر از عالم مُلكند، يعنى عالم عقل و نفس و آفرينش دل پيغمبران از عالم جبروت معلوم است زيرا آنان مقرَّبانند، و امّا آفرينش پيكرشان از عالم ملكوت براى آن است كه پيكر حقيقىِ آنان در درون اين پيكرِ خاكى و عنصرى است كه كالبد پيكر آنها است و جلد بيرونىِ آن به شمار است و بدان توجهى ندارند تا آنجا كه گويا آن را به دور انداخته و از آن برهنه شدند از اشتياقى كه به ديگر سراى دارند، تا آنكه گويد:
سجين پستترين دركات است و دورترين آنها از خدا سبحانه و بدين ماند كه مقصود از آن حقيقت دنيا و درون آن است كه در زير عالم ملك نهفته است يعنى همين جهان عناصر كه جانها در آن سياهچالِ آن زندانى هستند.
پايان نقل از مجلسى (ره).