ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٩
هجرى را يادآورى مىنمودند و شايد تصور مىكردند كه مانع امام (ع) از قيام بر عليه حكومت زور ترس از جان است و مىگفتند: پس چرا ميثم و همكارانش بر جان خود نترسيدند و در برابر حكومت زور و جور قيام كردند و دل به شهادت دادند و امام براى تسكين خاطر مردم كه در برابر اين تبليغات واقع مىشدند مىفرمايد: ميثم كه خود داوطلب جانبازى در راه حق بود و جان خود را مردانه نثار عقيده خود كرد و به راه تقيه نرفت از تقيه غدقن نكرده و كسى را از تقيه ممانعت نكرده است و او بهتر از سائر مردم به آيه نازله در باره تجويز و بلكه تحسين تقيه عمار دانا بوده ولى او در مقامى بوده است كه در راه حق جانبازى كرده و هر كه هم همپايه و همسايه او گردد مىتواند به راه او برود ولى بازهم قانون تقيه از نظر حفظ مصلحت عمومى به قوت خود باقى است و نگهدارى رشته حق جز با آن ميسر نيست، در عين حالى كه جانبازى رادمردانى چون ميثم براى زنده بودن و برازنده بودن حق و حقيقت و بر انداختن بساط ظلم و ستم لازم است حفظ رشته تعليمات مذهب و حفظ مركزيت آن به وجود امام معصوم هم لازم است و آن جز با تقيه و مدارا با مخالفان ميسر نيست و مقام و وظيفه جانبازى در جاى خود براى مصلحان و فداكاران محفوظ است و تقيه هم براى ادامه رشته حق و مذهب درست در جاى خود لازم است. مثل معروف براى اينكه تقيه سبب ريختن خون شود اين است كه ظالمى شخصى را مأمور كند براى كشتن مسلمانى بر خلاف حق و در معرض اين باشد كه اگر حكم او را اجراء نكند خود او را بكشد، در اين صورت نمىتواند به عنوان تقيه براى حفظ جان خود اقدام به كشتن مسلمان بىگناهى كند. مجلسى (ره) گويد: مشهور اين است كه اگر او را وادار كند بر انجام جراحتى كه موجب قتل نباشد در صورتى كه اگر انجام ندهد گمان دارد كه او را خواهد كشت جائز است آن جراحت را براى حفظ جان خود مرتكب شود، و بعضى اين خبر را چنين معنى كردهاند كه: تقيه براى حفظ