ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٠
جان است و اگر كسى مىداند كه او را به هر حال مىكشند ديگر تقيه ندارد. زيرا ايمان و عقيده سستتر شود و ظالم به مردم بيشتر مسلط شود و اظهار حق خطر بيشترى دارد. از مجلسى (ره)- و مراد از اينكه فرمانروائى كودكانه باشد اين است كه فرمانده بچهاى باشد يا چون بچه باشد در كم خردى و سفاهت، و مقصود اين است كه بناى حكومت بر پايه حق و درستى نباشد بلكه روى هوا و هوس باشد مانند بازى كودكان. مجلسى (ره) گفته: اين حديث دلالت دارد كه ترك تقيه از روى جهالت و نادانى مايه اجر و ثواب است و اين منافات با جواز ترك ندارد چنانچه گذشت، پايان نقل از مجلسى.
من گويم، موضوع ترك تقيه در اينجا ربطى به نادانى ندارد و كسى كه براى خاطر دين، جان خود را از دست داده است روا نيست كه گفته شود يك حكم معمولى را نمىدانسته بلكه از روى اخلاص داوطلب جانبازى در راه حق شده و به بهشت شتافته. از مجلسى (ره)-
«فوجدتم عليه شاهداً او شاهدين من كتاب اللَّه»
گويا مقصود آنجا است كه مخالف با اخبار ديگر يا راوى ثقه نباشد يا مقصود اين است موافق عموم قرآن باشد و با قرآن تباين كلى نداشته باشد. از مجلسى (ره)- «گويا برابر چشم بدان نگاه مىكنم» يعنى همه اينها را به علم قطعى و به طور يقين از قرآن مجيد مىدانم تا اينكه گويا همه آنها برابر چشمم قرار دارند، پايان نقل از مجلسى (ره). اين جمله دلالت دارد كه علم همه چيز در قرآن مجيد است و در حقيقت قرآن نسخه كتبى و اجمالى همه عالم هستى است و امام به حقيقت آن احاطه دارد و علم او به همه چيز علم احاطى و حضورى است.