ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٦
و پند از ديگران نيست زيرا كه آن از مهمات امور راجع به خود آنها است و براى سفارشكننده سودى ندارد، پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم، فاصله نبودن ميان كلمه «وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ» كه افاده حكم مىكند و موضوع آن كه والدين است، ولى در آيه سوره بنى اسرائيل، «أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ» فاصله است و حكم والدين دنباله آن آمده و اين خود از دو جهت ضعيف است:
الف- از جهت اينكه حكم تبعى فرمان است نه حكم اصلى و اولى آن.
ب- از جهت اينكه عطف صريح در الحاق معطوف به سابق خود نيست و زمينه تقدير حكم مقدر ديگر در ميان است.
با اين بيانات ظاهر شد كه جمله وارده در سوره لقمان بسى بليغتر و متضمن تأكيد بيشترى است نسبت به جمله مشابه خود كه در سوره بنى اسرائيل است. زيرا اين تعبير دلالت دارد كه احسان به آنها در حال كفر هم لازم است زيرا مىفرمايد: در برابر مبارزه و جهاد آنها به طرفدارى شرك، تنها در اين موضوع فرمان آنها را اطاعت مكن با اينكه اگر جز پدر و مادر باشند بايد با آنها جنگيد و نبرد كرد و در صورت امكان كشت و از ميان برداشت خصوص با تلاش و كوشش مشرك براى شرك كه از كلمه «جاهداك» استفاده مىشود كه طرفدار سرسخت شرك و كافر لجباز و عنودى است. از مجلسى (ره)-
«يصلى عنهما»
بيان احسان پس از مرگ است، گويا گفته شود كه پس از مرگ آنها چگونه به آنها احسان توان كرد؟ فرمود: از طرف آنها نماز قضا يا نافله مىخواند و همچنان است نسبت به حج و روزه و ممكن است شامل استيجار از مال خود ميت يا فرزند هم بشود و قضاء نماز و روزه بر اكبر اولاد واجب است و تفاصيل آن در محل خود بيايد