ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٤
و فريبنده است، و به انواع پليدىها آلوده است و اوصاف پرنكوهشى دارد از آن وحشت گيرد و به ياد عالم اصلى خود افتد و بدان مشتاق گردد و در آن آويزد و از اهل اين جهان كناره كند و با اهل ملا اعلى انس گيرد و بدانها پيوندد و زمين بر او تنگ شود. پايان نقل از مجلسى (ره). چه خوش گفته است:
|
ما ز عرشيم و ز فرش در ميخانه خجل |
كه چرا خيمه در اين جايگه پست زديم |
|
از مجلسى (ره)- در اين حديث اشاره دارد كه دنياى مذموم آن است كه مايه زيان به آخرت باشد، و اما آنچه زيانى به آخرت ندارد چون اندازه نياز براى پائيدن زندگى مذموم نباشد، در اينجا معنى دنيا و مذموم از دنيا را بيان كنيم زيرا بر بيشتر مردم اشتباه شده و بسيارى امر حق و درستى را دنيا دارى نامند و مذمت كنند و چيزى را اختيار كنند كه خود عين دنياى مذمومه است و آن را زهد نامند و مردمِ نادان را به شبهه اندازند، بدان كه دنيا چند معنى دارد:
١- زندگى دنيا اين در ماهيت خود مذموم نيست و بلكه اختيارى نيست و حب و بغضى ندارد، و بغض بدان محبوب نيست بلكه مذموم آن اين است كه بخواهد در دنيا بماند براى معصيت كردن و امور باطله و يا اينكه آرزوى دراز داشته باشد و به اين وسيله توبه را پس اندازد و ترك طاعت كند و مرگش را فراموش نمايد و به لهو و لعب پردازد به اميد توبه در آخر پيرى و براى اين مال جمع كند و ساختمانهاى بلند بسازد و از مرگ و جهاد و قتل در راه خدا بدش آيد.
٢- پول طلا و نقره و اموال و متاع دنيا و اين هم سراسر مذموم نيست بلكه مذمومش آن است كه از حرام يا شبهه يا وسيله حرام گردد يا از ذكر و عبادت مانع شود يا حبش به جايى رسد كه حقوق واجبه و مستحبه را ادا نكند.