ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣ - باب ستونهاى اسلام
براى من باز گو از هر آنچه دعائم اسلام بر آن استوار است كه چون من بدانها عمل كنم، كردارم پاك و درست باشد و ندانستن چيزى برايم زيان نكند بعد از آن.
در پاسخ فرمود: آن شهادت به اين است كه شايسته پرستشى جز خدا نيست و محمد (ص) رسول خدا است و اقرار بهر آنچه او از طرف خدا آورده است و حق اموال كه زكاة است و قبول ولايت ائمهاى كه خدا عز و جل به آن فرمان داده يعنى ولايت آل محمد (ص) زيرا رسول خدا (ص) فرموده: هر كه بميرد و امام خود را نشناسد، چون مردن جاهليت مرده، خدا عز و جل فرموده (٥٩ سوره نساء): «اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول را و صاحب الامر خود را» كه صاحب الامر على بود و پس از وى حسن بود و سپس بعد از او حسين و پس از او على بن الحسين و سپس دنبال او محمد بن على سپس كار بر اين روش است، زمين اصلاح نشود جز به وجود امام، هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد، چون مردن جاهليت مرده است و بيشتر از همه وقت شما به معرفت امام، حاجت داريد وقتى كه نفس به اينجا رسد- گويد با دست خود اشاره به سينهاش كرد- در اين هنگام است كه مىگويد: من در مذهب خوبى بودم.
١٠- از ابى الجارود، گويد: به امام باقر (ع) گفتم: يا ابن رسول الله، شما دوستى من و دلدادگى و پيروى مرا نسبت به خودتان مىدانيد؟ گويد: فرمود: آرى. گويد: پس گفتم: من از شما پرسشى دارم بايد پاسخ مرا بدهيد، من نابينايم و كم رفتار و نمىتوانم هر وقت شما را ديدار كنم، فرمود: حاجت خود را بگو، گفتم: مرا از آن ديانتى كه خود و خاندانت با آن براى خدا عز و جل ديندارى مىكنيد