ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥ - باب ستونهاى اسلام
مطّلع كن تا من هم با همان، براى خدا عز و جل ديندارى كنم.
فرمود: اگر چه سخنرانى را مختصر كردى ولى پرسش مهمى كردى، به خدا من دين خود و پدرانم را كه ما خدا را بدان ديندارى كنيم به تو عطا كنم، آن شهادت به اين است كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و محمد رسول خدا (ص) است و اقرار بدان چه كه او از طرف خدا آورده و دوستى دوستان ما، و بيزارى از دشمنان ما و تسليم به امر خدا و انتظار قائم از ما خاندان و كوشش و اجتهاد و ورع.
١١- از على بن ابى حمزه گويد: من شنيدم كه ابى بصير از امام صادق (ع) مىپرسيد، به او گفت: قربانت، به من خبر ده از دينى كه خدا عز و جل به مردم فرض كرده، آنچه كه برايشان روا نيست ندانند و جز آن از آنها پذيرفته نيست، آن دين چيست؟ در پاسخ فرمود: دوباره بگو، دوباره براى او گفت.
در پاسخ فرمود: شهادت به اينكه جز خدا شايسته پرستشى نيست و محمد رسول خدا (ص) است و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكاة و حج خانه كعبه براى هر كه تواند بدان راه يابد و روزه ماه رمضان، سپس اندكى خاموش شد و دوباره فرمود: و ولايت، سپس فرمود: اين است كه خدا به بندهها فرض كرده است پروردگار در روز رستاخيز از بندهها بازپرسى نكند و بفرمايد چرا بر آنچه بر شما فرض كردم نيفزوديد، ولى هر كه بر آن افزايد، خدا به پاداشش بيفزايد، به راستى رسول خدا روشهاى نيكو و زيبا نهاد كه شايسته است مردم بدانها عمل كنند.