ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٨
«احباط» در نظر متكلمين ابطال حسنه و بىاثر شدن آن است، تكفير در برابر آن اسقاط گناه و بىاثر شدن آن است و اين تعبير در آيات قرآن و اخبار هم وارد است، و عبيديه از معتزله و ديگران معتقد به آنند و اشاعره و ديگران آن را نادرست شمارند (و پس از نقل اقوال گويد) بدان كه آنچه اصحاب ما گفتهاند كه احباط و تكفير نيست با ورود آيات بسيار و اخبار مستفيضه بلكه متواتره معنوى در اثبات آن دو مايه شگفت است با اينكه در برابر آن جز اعتراضات سستى ندارند كه در كتب كلام چون تجريد و كتب ديگر ذكر شده ولى پس از تحقيق معلوم شود كه آنچه را نادرست دانند مخالف با ظاهر آيات و اخبار نيست و نزاع در لفظ است زيرا همه معتقدند كه توبه عقاب گناهان را بر مىدارد و هر كه كافر مرد ثواب همه اعمال حسنه او از ميان مىرود لكن مىگويند اين از راه احباط نيست بلكه براى اين است كه ترتب عقاب بر گناه مشروط به عدم تحقق توبه است و ترتب ثواب بر حسنه مشروط به عدم موت بر كفر است و اگر گنهكار تا آخر كار توبه كرد عقابى براى او ثبت نشده است تا حبط گردد و اين توجيه نسبت به هر جا لفظ حبط و تكفير باشد ممكن است. از مجلسى (ره)- بر خود لازم گردانى، يعنى متعهد عمل طاعتى شوى (مانند نماز شب يا اداى نافله) نه به عنوان نذر، زيرا در صورت نذر بعد از تمام سال هم نبايد دست كشيد و ممكن است شامل نذر قلبى باشد كه وفاى بدان مستحب است. از مجلسى (ره)- صديقان و مقربان به عبادت خدا لذت برند و بدان نيرومند شوند و در نزد آنها بزرگترين لذتهاى روحى است. از مجلسى (ره)- حسنِ نيت به طاعت گويا معنايش اين است كه عبادت درست و مقبول بايد با نيت خوب و پاك از ريا، و سمعه و چيزهاى ديگر باشد به اطاعت ائمه حق، و اين عبادت از راهى باشد كه خدا از آن راه