ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤١ - باب دست به هم دادن و مصافحه
كنند، خدا عز و جل رحمت بدانها فرو فرستد و نود و نه قسمت از آن، آن يك باشد كه رفيق خود را بيشتر دوست دارد و چون با هم موافقت كنند (با هم بايستند خ ل) رحمت آنها را فرو گيرد و چون با هم بنشينند تا صحبت كنند و گفتگو نمايند، نگهبانان فرشته آنها به هم گويند: بايد ما به كنارى برويم، شايد اينها با هم گفتار محرمانهاى دارند و خدا بر آنها پرده كشيده است، من گفتم: مگر اين نيست كه خدا عز و جل مىفرمايد (١٨ سوره ق): «دم نزند به هيچ گفتارى جز آنكه نزد او رقيب و عتيد باشند»؟ فرمود:
اى اسحاق، اگر نگهبانان وى سخن آنها را نشنوند، به راستى كه داناى اسرار بشنود و ببيند.
١٥- از امام صادق (ع) فرمود:
رسول خدا (ص) هرگز با مردى مصافحه نكرد كه دست خود را از دست او بيرون كشد و ادامه داد تا او باشد كه دست خود را از دست آن حضرت به در آورد.
١٦- از زراره، كه شنيدم امام باقر (ع) مىفرمود: به راستى خدا عز و جل به وصف در نيايد و چگونه به وصف درآيد با اين كه در كتاب خود فرمايد (٢١ سوره انعام): «اندازه نكردند خدا را به حق اندازه وى» خدا به هيچ اندازه وصف نشود جز آنكه از آن بزرگتر است و به راستى پيغمبر هم وصف نشود و چگونه بندهاى را توان وصف كرد كه خدا در پس هفت حجاب است و طاعت او را در زمين چون طاعت خود (در آسمان) لازم دانسته و فرموده است (٧ سوره حشر): «و آنچه را رسول به شما داد بگيريد و از آنچه غدقن كرد باز