ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٣ - باب رضا به قضاء
كنم به ندارى و مستمندى و بيمارى و امر دينشان درست شود، من داناترم بدان چه امر دين بندههاى مؤمنم با آن درست مىشود و به راستى برخى از بندههاى من در پرستش من كوشش كند و رنج برد از خواب و بستر بالذت خود برخيزد و در شبها براى من نماز شب بخواند و خود را در عبادت من به رنج اندازد و من يك شب دو شب چرت را بر او به كار زنم براى خيرخواهى و ابقاى بر او و بخوابد تا بامداد و برخيزد از خواب و خود را دشمن دارد و زبون شناسد و اگر او را براى هر آنچه از عبادت من خواهد رها كنم از آن خودبين گردد و خودبينى او را به فتنه كشد و از اين راه بدو حالى دست دهد كه هلاك شود براى عجب او به كردارهايش و از خود راضى بودنش تا آنجا كه گمان برد بر عابدان برترى گرفته و از تقصير در عبادت خود وارهيده در اين صورت از من دور شود و گمان دارد كه به من نزديك مىشود، نبايد آنها كه عمل مىكنند به اعمال خود تكيه كنند، همان اعمالى كه براى درك ثواب از من مىكنند، زيرا اگر آنها خود را رنج دهند و عمرشان را در عبادت من به سر برند بازهم در پرستش من تقصير كارند و به كنه عبادت من نرسند در آنچه جويند از كرامت و نعمت من در بهشت و درجات بلند در جوار من ولى بايد به رحمت من اعتماد كنند و به فضل و بخشش من شاد باشند و به حسن ظن و خوشبينى به من اطمينان كنند، زيرا در اين صورت رحمت من آنان را جبران كند و بخشش من به آنها برسد با رضوانم و آمرزش من به آنها جامه عفو در پوشد، زيرا منم خداى بخشاينده و مهربان و بدان ناميده شدم.