ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٥ - باب فضل يقين
كردار پيوست اندك از روى يقين، نزد خدا بهتر است از كردار بسيار بىيقين.
٤- امير المؤمنين (ع) بر منبر فرمود:
هيچ كدامتان مزه ايمان را نچشيده تا بداند آنچه بايد به او برسد از او، نگذرد و آنچه از او بايد بگذرد، به او نرسد.
٥- أمير المؤمنين (ع) زير ديوار كجى نشسته بود و ميان مردم قضاوت مىكرد، يكى از آنان گفت: ننشين زير اين ديوار كه شكسته است و معيوب است.
أمير المؤمنين (ع) فرمود: پاسبان مرد، موعد مرگ او است؛ و چون برخاست، آن ديوار فرو ريخت، فرمود: أمير المؤمنين (ع) مانند اين كارها را مىكرد و اين از يقين آن حضرت بود.
٦- صفوان جمّال گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم از قول خدا عز و جل (٨٢ سوره كهف): «و اما آن ديوار از آن دو پسر بچه يتيم بود در اين شهر وزير آن گنجى داشتند».
فرمود: آن گنجينه طلا نبود و نقره نبود، همانا چهار كلمه پند بود كه: نيست شايسته پرستشى جز من، هر كه يقين به مرگ دارد خنده دندان نما نكند، و هر كه يقين به حساب دارد، دلش شاد نشود، هر كه يقين به تقدير دارد جز از خدا نترسد.