ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٧ - باب فضل يقين
٧- از امام صادق (ع) كه أمير المؤمنين (ع) مىفرمود:
بندهاى مزه ايمان را نچشد تا بداند كه آنچه بايدش رسيد از او نگذرد و آنچه بايدش گذرد به او نرسد؛ و اين كه زيان بخش و سود بخش همان خدا است عز و جل.
٨- از سعيد بن قيس همدانى، گفت: يك روز جنگى، به مردى نگاه كردم كه تنها دو جامه بر تن داشت، اسب به سوى او تاختم، ديدم أمير المؤمنين است (ع) گفتم: يا أمير المؤمنين، در چنين جايى (با اين جامه)؟ فرمود: آرى اى سعيد بن قيس، راست مطلب اين است كه هيچ بندهاى نيست جز اينكه براى او از طرف خدا نگهبان و پايندهاى است با او دو فرشته هستند كه او را نگه مىدارند از سر كوه بيفتد يا در چاه افتد و چون قضا نازل شود او را با آنچه رخ دهد رها كنند.
٩- از على بن اسباط، گويد: شنيدم از امام رضا (ع) مىفرمود:
در آن گنجى كه خدا عز و جل فرمايد (٨٢ سوره كهف): «و زير آن گنجى براى آن دو بود» در آن گنج بود كه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ در شگفتم از كسى كه يقين دارد به تقدير، چگونه غمنده شود و در شگفتم از كسى كه دنيا و زير و رو شدن آن را بر اهلش بيند، چگونه به آن اعتماد كند، سزاوار است كسى كه از طرف خدا عقلى دارد، خدا را متهم نداند در قضاى او و به كندى نسبت ندهد در رسانيدن روزى، من گفتم: قربانت، مىخواهم آن را بنويسم، به خدا