فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤ - نزاع بين مالك و امين
امانتى است كه مال يكى از پنج نفر همكارانم مىباشد، در اين فرض بايد حكم شبهه محصوره را بر آن مال جارى نمايند، كه در اين فرض بايد از تك تك آن افراد معيّن رضايت بخواهد؛ و اگر رضايت ندهند، اقوى آن است كه آن مقدار را بين آن افراد معيّن بطور مساوى تقسيم كنند.
نزاع بين مالك و امين:
٧٩- اگر امانتدار منكر امانت شود و يا به آن إقرار نمايد ليكن ادّعاء كند كه تلف شده و يا ادّعاء كند كه آن را به مالكش ردّ كرده است، چنانچه بر ادّعاء خود دو شاهد عادل نداشته باشد، ادّعائش با سوگند پذيرفته مىشود؛ و همچنين اگر امانتگذار و امانتدار هر دو قبول داشته باشند كه امانت تلف شده است ليكن امانتگذار ادّعاء كند كه امانتدار در حفظ امانت وى كوتاهى و يا تعدّى نموده است و امانتدار منكر باشد، چنانچه امانت گذار بر ادّعاء خود دو شاهد عادل نداشته باشد، قول امانتدار با سوگند پذيرفته مىشود.
٨٠- اگر امانتدار امانت را به فردى غير از مالك ردّ كند و مدّعى شود كه به اذن مالك به آن شخص ردّ نموده است و مالك منكر شود، چنانچه امانتدار بيّنه نداشته باشد، قول مالك مقدّم مىباشد؛ اما اگر مالك اذن دادن را تصديق كند ولى منكر ردّ امانت از سوى امانتدار به آن شخص شود، قول امانتدار مقدّم مىباشد.
٨١- چنانچه امانتدار ابتداء منكر وديعه شود و پس از اقامه بيّنه از طرف مالك اقرار كند كه امانت نزد او موجود است و سپس مدّعى شود كه پيش از انكارش، وديعه از بين رفته بود، ادّعائش پذيرفته نيست و سوگند هم از او قبول نمىشود و قبول بيّنه از او نيز محل اشكال است؛ اما اگر ادّعاء كند كه وديعه پس از انكار نمودنش تلف شده است، ادّعائش پذيرفته است، لكن اثبات تلف شدن امانت، نياز به اقامه بيّنه دارد؛ و در صورتى كه انكارش بدون عذر بوده، ضامن نيز مىباشد.