فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٣ - احكام وديعه
دنيا برود و مال مذكور در هنگام مرگ او موجود باشد- مثلًا پيش از مرگش إقرار كند كه فلان فرش را فلانى نزد من امانت سپرده است و فرش مذكور هم در موقع مرگش موجود باشد- بايد آن را از تركه او خارج كنند و به صاحبش تحويل دهند.
٧٥- اگر كسى اقرار كند نزد او امانتى است و آن را در ضمن مصاديقى كه در حال مرگ او موجود هستند معيّن نمايد و بعد فوت كند- مثلًا بگويد يكى از گوسفندان گلّهام از فلانى نزد من امانت است و گوسفندان هم در حال مرگ او موجود باشند- در صورتى كه ورثه احتمال بدهند مورّث راست گفته بايد مالى را كه احتمال مىدهند امانت است، به صاحبش ردّ كنند؛ و اقوى آن است كه امانت را با قيد قرعه مشخّص نمايند.
٧٦- اگر كسى إقرار كند كه فلان مال معيّن وديعه است ولى پيش از آنكه صاحب مال را تعيين نمايد فوت كند، در اين صورت مال مذكور در حكم مجهول المالك مىباشد و ورثه بايد براى تعيين تكليف آن به حاكم شرع مراجعه نمايند.
٧٧- اگر امانتگذار به ورثه ميّت بگويد فلان مال را من امانت نزد مورّث شما سپردهام، چنانچه ورثه احتمال بدهند كه راست مىگويد و معارض هم در كار نباشد، بنابر اقوى گفتارش قبول است.
٧٨- اگر كسى قبل از فوتش بگويد مالى نزد من امانت است ولى خود مال و محل نگهدارى آن و مالك آن را معيّن نكند- بطورى كه ورثه بعد از فوت او مردّد شوند كه آن مال در تركه او است يا در جاى ديگر- در اين صورت قول او اعتبار ندارد؛ و اگر مالك را معّين كند و قبل از تعيين مال فوت كند، بنابر احتياط بر ورثه واجب است او را راضى كنند و اگر امر ارجاع بحاكم شرع شود و حاكم حكم به قرعه يا حكم به مصالحه فرمايد واجب است قبول نمايند؛ و اگر گفته باشد در تركه من مثلًا فلان مقدار امانت از كسى هست ولى صاحبش را معيّن نكرده باشد يا گفته باشد در اموال من فلان مقدار امانت از يك نفر تهرانى مىباشد، در اين دو صورت مال وديعه شبهه غير محصوره مىباشد بايد آن مال را ازجانب صاحبش صدقه بدهند و بهتر است در صدقه دادن آن از حاكم شرع اذن بگيرند يا آن را به حاكم شرع بدهند كه او آن را صدقه بدهد؛ و اگر گفته باشد در اموال من