یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧ - اصلاح و تجدد دینی - استعمار فرهنگی غرب
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٢٠٧
استعمار فرهنگی:
«یک نتیجه آشکارشدن مقاصد استعماری فرانسه آن بود که پیکار عرب در راه استقلال، از صورت مبارزهای صرفاً سیاسی بیرون آمد و رنگ فرهنگی نیز به خود گرفت. عربان تا زمانی که برای برخورداری از استقلال به یکی از دو دولت فرانسه و انگلیس امیدوار بودند، حساب تمدن غرب را از استعمار غرب جدا میکردند و چنان که پیشتر دیدیم بسیاری از آنان تقلید از تمدن غرب را شرط پیشرفت و تجدد میدانستند.
تفاوت فرهنگ اسلامی با فرهنگ استعماری غرب:
ولی چون مسلم گشت که دولتهای غرب همگی در تاراج شرق همداستانند و لافزنیهای آزادیخواهانه آنها جلوهای از نیرنگ استعماری است، آثار تردید عرب در ارزش خود تمدن غرب پیدا شد و این گمان کم کم نیرو گرفت که ادب و فلسفه و هنر و «مُد» غرب چه بسا دستاویزهای استعمار غرب برای تحکیم سلطه سیاسی خویش است. (برعکس فرهنگ اسلامی که ماهیت روحانیاش ایجاب میکرد که وسیله رهایی و نجات گرفتاران از امتهای دیگر باشد).
ناسیونالیسم فرهنگی عرب:
دو عامل فکری دیگر به پیدایی ناسیونالیسم فرهنگی عرب یاری کرد: یکی آرزوی دیرین عرب برای بازیافتن هویت خود که برخی از نویسندگان عرب را بر آن میداشت تا بر روی «خصایص ناب» اندیشه عرب تکیه کنند و مبارزه با استعمار فرهنگی را در کنار استعمار سیاسی و اقتصادی شعار خود قرار دهند. و خودآگاهی عرب برای آنکه بتواند پایههای استوارتری بیابد ناگزیر بود که از دیدگاه تاریخ گذشته، نفوذ عجم، و از دیدگاه معاصر، نفوذ معنوی غرب را خطری برای «عروبة» بدانند (رجوع شود به کتاب آقا شیخ محمد خالصی زاده: (العروبة فی دارالبوار)).
عامل دیگر، شیوه فکر گروههایی مانند «اخوان المسلمین» بود که برخورد عرب را با غرب، نه ستیزهای تصادفی بلکه نتیجه پرهیزناپذیر برخورد اسلام و مسیحیت میشمردند و هجوم استعمار غرب را بر جهان اسلامی، شکلی تازه از جنگهای صلیبی میدیدند.
به نظر آنان، غرب آنگاه توانست بر سرزمینهای اسلامی فرمانروا شود