یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٨٢
نشده و هر کسی مدعی شنیدن بانگ جرسی است و کوره راهی را پیشنهاد میکند و فرضیهای میسازد و مدعی است که راه من صدی پنجاه یا شصت مفید است و دیگری هم متد و راه و فرضیه دیگری دارد و مدعی است که راه من به همین نسبت مفید است، مثل اینکه سرطان شناخته نشده ولی افرادی مدعی یک کوره راهها و فرضیهها هستند، در این صورت فرضیه و عقیده و ظنّ هرکس برای خودش معتبر است و هیچ کس نمیتواند عقیده خود را به دیگری تحمیل کند، همچنان که مجتهدین در مسائل ظنّی اجتهادی و مقلّدین در اختیار و انتخاب مرجع حریت و آزادی دارند، زیرا بشر راه ظنی میپیماید و عقاید ظنی را نمیتوان اثبات و تحمیل کرد. در این گونه موارد هیچ کسی حق ندارد به هیچ وجه متعرض عقیده دیگری بشود و عقیده خود را به دیگری تحمیل کند، زیرا تحمیل این گونه عقیده تحمیل اراده شخصی است بر شخص دیگر، برخلاف آنجا که حقیقت از روی علم ثابت و مسلم باشد که در آنجا تحمیل اراده و خواست شخص نیست، تحمیل حقیقت ثابت و قطعی است.
سه اصلی که آزادی عقیده از نظر اروپائیان مبتنی به آنها است:
اروپائیان آزادی عقیده را بر این سه اصل مبتنی کردهاند: اصل احترام انسان، اصل شخصی بودن دین، اصل اینکه تحمیل نظر و عقیده و فرضیه و خواسته شخصی بر شخص دیگر ترجیح بلامرجّح است.
سه اصل اسلام در معنای آزادی عقیده:
اما نظر اسلام در آزادی عقیده به سه مطلب دیگر است که قبلًا اشاره شد، یکی اصل اینکه فضائل روحی و نفسانی در فضیلت بودن خود نیازمند به اراده و اختیار میباشند، یعنی تقوا و عفت و امانت آنگاه فضیلت میباشند که انسان آنها را برای خود انتخاب کرده باشد، دیگر اینکه محبت و عقیده از قلمرو اجبار خارج است. سوم اینکه اسلام به طورکلی طرفدار تفکر آزاد است در اصول دین، و اصول دین جز با تفکر آزاد پیدا نمیشود.
اسلام و نظریه جنگ عقاید:
و اما مسأله اینکه اسلام اختلاف عقیده و جنگ عقاید را لازم میداند، نمیتوان دلیل مستقل شمرد، زیرا اختلاف عقیده در مسائل اصولی مطلوب بالذات اسلام نیست، مطلوب بالعرض است، یعنی نه از