یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٧٨
دیگر لازم است که به عقیده آنها احترام بگزارند.
لازمه حیثیت انسانی احترام انسان است ولی لازمه احترام انسان احترام عقیدهاش نیست:
اما مطابق آنچه ما گفتیم انسان از آن نظر محترم است که به سوی هدف تکاملی طبیعی حرکت میکند، پس تکامل محترم است، هر عقیده ولو زاییده انتخاب خود انسان باشد که نیروهای کمالی او را راکد [کند] و در زنجیر قرار دهد احترام ندارد [١].
تکامل محترم است نه قید و زنجیر:
باید آن زنجیر را ولو به زور از دست و پای آن انسانها باز کرد و هر عقیدهای که نیروهای او را آزاد میکند و او را در مسیر تکامل رهبری میکند ولو زاییده انتخاب خود انسانها نباشد باید به انسان عرضه داشت.
لزوم تحمیل عقیده صالح:
و اگر امکان تحمیل دارد باید تحمیل کرد. علیهذا کورش که میگویند به بابلیها آزادی داد که به معابد خود بروند، از لحاظ سیاسی اگر عمل مهمی کرده است از لحاظ انسانی کار ناصوابی انجام داده است. کار صواب کار ابراهیم بود که رفت و بتها را با تبر شکست. کار موسی صواب بود که به سامری گفت: انْظُرْ الی الهِک الَّذی ظَلْتَ عَلَیهِ عاکفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فی الْیمِّ نَسْفاً. کار رسول اکرم صواب بود که با عصا به بتها اشاره کرد و گفت: وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ انَّ الْباطِلَ کانَ زَهوقاً..
و. ریشه حیثیت ذاتی بشر که از مختصات انسان است همان است که قرآن فرمود:«وَلَقَدْ کرَّمْنا بَنی ادَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ...»، ریشه آن «انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً» است. اما طبق منطق مادی، بشر یک حیثیت ذاتی خاصی که موجب حقوق خاصی بشود ندارد و نویسندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر معلوم نیست که وابسته به چه مکتبی هستند [٢] که چنین سخنی گفتهاند، اگر مادی مسلک باشند- همچنانکه از عدم فرقشان بین مذهب و لامذهبی پیداست- سخنشان بیاساس مطلق است.
ز. حقوق الهی با حقوق طبیعی مغایر و مباین نیست، بلکه حقوق
[١]. و درواقع آنچه باید آزاد باشد و زمینه آزادی آن فراهم شود آزادی تفکر و پرورش تفکر است و این غیر از آزادی عقیده است.[٢]. رجوع شود به مقاله ١١ از مقالات اینجانب در مجله «زن روز» تحت عنوان «زن در حقوق اسلامی». [این مقالات بعداً به صورت کتاب (نظام حقوق زن دراسلام) درآمد.]