یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٧٥
نیست حیثیت ذاتی بشر را آنطور که سبب گردد برای همه لازم الاحترام باشد توجیه کند و نتیجه آن را ذکر کند.
ریشه احترام آزادی:
١٥. به نظر ما مسأله لازم الاحترام همان مفهوم «باید» است. این تکلیف است، ریشه این تکلیف کجاست؟ این فرمان را بشر از چه مقامی میپذیرد؟
از خدا یا از عقل یا از وجدان؟ یا از خلقت؟ (البته مبدأ خلقت و مبدأ خالق از این نظر یکی است.).
١٦. در فلسفه اروپا هر وقت که سخن از حقوق الهی به میان میآید، آن را با حقوق طبیعی و فطری دو تا میدانند، آنها حقوق الهی جز به نحو تشریعی تصور نمیکنند، درصورتی که حقوق طبیعی خود بر دو قسم است:
حقوق طبیعی بیهدف و حقوق طبیعی ذی هدف. اگر پای هدف و مسیر طبیعی و غائی به میان نیاید حقوق معنی ندارد و تا اصل توحید به میان نیاید، تکامل و تعقیب هدف بیمعنی است.
١٧. در اعلامیه جهانی حقوق بشر آزادی را بر اصل حیثیت ذاتی انسانی مبتنی میکنند، درصورتی که لازمه حیثیت ذاتی انسانی این است که آن حیثیت را محترم بشماریم به اینکه آن را تکمیل [کنیم] و دور از آلودگی نگه داریم، نه اینکه آن را به حال خود بگذاریم، هرطور میشود بشود.
بلی آزادی از آن جهت که بشر را وارد صحنه تنازع بقا میکند [١] و گوهر انسان در محیط آزاد بهتر و بیشتر رشد میکند خوب است، اما این به معنی این نیست که هیچ گونه محیط اجباری برای بشر به وجود نیاوریم.
١٨. ریشه آزادی، حقوق طبیعی است و ریشه حقوق طبیعی استعداد طبیعی و امکان استعدادی است و به همین دلیل آزادی یک مسأله فلسفی است زیرا امکان استعدادی، پدیده طبیعی و قابل مطالعه حسی و تجربی نیست.
[١]. به عبارت دیگر تفکر بشر و اظهار فکر به صورت منطقی باید آزاد باشد و این غیر این است که خرافه باید آزاد باشد، تعصب باید آزاد باشد و عقیده باید آزاد باشد. عقیدهها اغلب دلبستگیهاست و مانع آزادی تفکر است.